
در حماسه عملیات غرورآفرین کربلای 6 (نفت شهر)
ارتش های نوین جهانی با سرعت فوق العاده سازمان گسترده دفاعی ، نظامی خودرا به واحد های کوچک با قابلیت های تحرک و رزم در هر مکان و زمان در کمترین فرصت ممکن طراحی می نمایند ، که ضمن صرفه جوئی در قوا ، از هزینه های جانبی آنان کاسته و استفاده بهینه از نیروهای نظامی خود بکار ببرند.
پیشرفت علمی و عملی در صنایع دفاع و پیچیده گی سیستم دفاعی وتجهیز شدن ارتش های نوین جهانی به آخرین و مدرن ترین اختراعات نظامی ، از قبیل جنگ الکترونیک ، موشک ، رادار و غیره و شیوه ها و تاکتیک های رزمی ، الخصوص در رزم های سرزمینی ، استفاده از نیروهای آموزش دیده و ورزیده ، با سطح دانش بالا را در دستور کار خود دارند.
علارغم کوچک شدن ارتش ها و استفاده از تجهیزات نظامی ، در گذشته و حال و آینده نیز حرف آخر را قوای نظامی ودر راس آنها نیروهای پیاده خواهد زد. بطوریکه اگر کشوری توسط نیروی دیگر با خاک یکسان شود ، مادامیکه نیروی زمینی در کشور مغلوب پیاده نشود ، در اذهان عمومی و رسانه های جهان و محافل سیاسی هنوز پیروزی تلقی نمی گردد ،و باید نیروی زمینی سیطره خود را اهداف مورد نظر بگستراند، و به قولی کشور گشائی و تصرف سرزمین تحقق یابد .
با نگرش به سازماندهی های پیچیده و گوناگون نظامی جهان و مطالعه بر تلاش و کارنامه نیروهای زمینی و الخصوص نیروهای تکاور کشور خود و حتی نیروهای بیگانه در نقاط مختلف جهان پی به ارزش بارز نیروهای تکاور کوهستانی که قابلیت و کارآرائی فراوان آنها در منطق مختلف سرزمین ایران که هزاران کیلومتر مرز زمینی و آبی با 15 کشور همسایه دارد و از آنجائی که بعضی از همسایگان نیز پای کشورهای متخاصم فرامنطقه ای را به مرزها می کشانند .
اهمیت نیروهای واکنش سریع همان ( تکاوران) را در آینده دو چندان خواهد نمود، امید می رود ، در فرصت بدست آمده امرای نظامی نیروهای مسلح کشورمان بار دیگر و حتی با جدیت وتلاش روزافزون ،بر افزایش و گسترش تکاوران همت نمایند. نیروهای واکنش سریع آمادگی لازم را جهت حضور و اجام ماموریت در کمترین فرصت ولی در بالاترین برد مسافت را تحت هر شرایط جوی و زمینی و تنوع بسیار زیاد شگردهای عملیاتی را دارند.
در دوران جنگ تحمیلی تلاش و ایثارو جانفشانی تمام ایرانیان دردفاع و پیكار با متجاوزین ومزدوران عراقی قابل ستایش است.
در این میان نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران، بسیج ، جهاد سازندگی و داوطلبین مردمی برجسته تر است. بدیهی است كه برابر ساختار و چارت سازمانی هر یك از واحدهای ارتش مأموریت های خاص محوله خود را انجام می دهند.
ازمیان واحد های گوناگون ارتش که هرکدام ماموریت خاصی در دفاع از حاکمیت ایرانی اسلامی دارند ،یگان های تكاوری در ساختار ارتش ایران در دهه ۷۰م شامل یگان های تكاور نیروی زمینی و نیروی دریایی بوده است.
برابر مفاد استراتژی نظامی ملی ایران، آرایش نظامی از نقطه مرزی شمال غرب دالان پرداغ تا دهانه فاو درجنوب کشور ، در برابر عراق مشتمل بر لشكرهای زرهی، پیاده و پیاده كوهستان، گروه خدمات رزمی هوانیروز، گروه خدمات پشتیبانی رزمی و پایگاه های هوایی بوده است.
نیروهای واکنش سریع در یگان های تكاور نیروی زمینی ارتش سازماندهی شده بودند و گروه های چندگانه كماندویی نیروی دریایی نیز در آبادان و خرمشهر مستقر شده بودند.
آموزش های ویژه و فوق برنامه نیروهای تکاور زمینی در مراکز آموزشی کمیته تکاور و کوهستان شیراز، فسا ، سد کرج ، کویر علی آباد ، و جنگل های شمال و تکاوران دریائی نیز آموزش های خود را در شهرهای ساحلی شمال ودریای خزرمانند نوشهر و منجیل و سواحل جنوب خلیج فارس سپری می کنند، دانش نظامی و برخورداری از آخرین دستاوردهای دفاعی و تاکتیک رزم از اهداف مهم و لاینفک تکاوران می باشد ، آنها با پیچیده ترین و خطرناک ترین آموزش های رزمی قابلیت آنها را دوچندان کرده و این نیروها بگونه ی با سایر نیروهای زمینی قابل قیاس نیستند.
جا دارد از دلاورمردی های پرسنل سخت کوش نیروی دریائی ارتش جمهوری اسلمی ایران که با اقتدار تمام و با تکیه بر دانش و استعداد و تجهیزات مدرن در منطقه بویژه از تیپ تکاوران هوا دریای نیروی دریائی قهرمان که حماسه مقاومت و ایثار را در شهر خرمشهر و نیز انهدام سکوهای نفتی و شریان حیاتی اسکله های البکر ، ال امیه و انهدام ناوچه های عراقی و مین گذاری منطقه دسترسی عراقی ها که منجر به خلع ید نیروی دریائی عراق تا پایان جنگ شد، یاد وخاطره شود.
الحق که باید به شجاعان دلیر و بی باک تکاوران کلاه سبز دریائی ارتش بالید، راد مردانی که از هوا و دریا عرصه را بردشمن تنگ کردند.
بی شک نیروهای زبون عراقی نیز حماسه جنگ های چریکی ، خونین و خیابانی در بندر خرمشهر را فراموش نخواهند کرد، وبه قدرت ایمان و آموزش و ورزیدگی کادر تکاور ایران غبطه خواهند خورد، آنان که با رزم بی امان خود و همراه کردن سایر نیروهای محلی مقاومت جانانه و دلیرانه ی را به جا گذاشتند که زبان زد خاص و عام گردید، بطوریکه با استعداد اندک خود وتنها با تکیه برایمان راسخ و آموزش و ورزیدگی خود توانستند ارتش منظم عراق را در شهر خونین خرمشهر زمین گیر کرده و ضربات هولناکی بر متجاوزان عراقی وارد سازند.
یگان های تكاور نیروی زمینی ارتش نیز برابر استاندارد بین المللی ارتش های مدرن و اثر گذار ، متشكل از كلاه سبزها، كلاه مشكی ها و كلاه قهوه ای ها ست و تفنگداران دریایی ارتش نیز كلاه سبزها هستند.
سلسله مراتب استراتژیك ارتش از سطح لشكر به سطح سپاه به رده قرار گاه تعیین شده كه پست سازمانی قرارگاه در دوران جنگ بود و قبل از آن ارتش،۱ ارتش ،۲ ارتش۳ و به این ترتیب بود.
قرارگاه جنوب، قرارگاه غرب و قرارگاه شمال غرب به آرایش نظامی یگان های تكاور مستقر در لشكرهای زمینی و با هماهنگی نیروهای هوایی و دریایی به استقرار كماندوهای دریایی و اسكادران های هوایی می پردازند.
کشورمان ایران ،با دارا بودن 1400كیلومتر مرز مشترك با عراق نیروی زمینی ارتش ایران را از استقرار پرسنلی و رزمی گسترده ای برخوردار گردانیده است.
برابر استراتژی نظامی ایران، نیروی زمینی برجسته ترین و قاطع ترین نیروی كشور است كه می تواند در امتداد مرز با عراق عمل كند.
بدیهی است كه استعداد یگان های تكاور نیروی زمینی وسازمان رزمی آنها بعلت وسعت گستره عملیات و ماموریت محوله خود در مناطق سرزمینی بیشتر از استعداد تکاوران کلاه سبز نیروی دریایی که بیشتر به دریا و بنادر و سواحل مربوط می شود ، می باشد.
عبارتند از آن دسته عملیاتی که بوسیله افراد ورزیده و آموزش دیده، بنحو عالی ، در عمق مناطق دشمن به منظور شناسائی دستبرد واز هم گسیختگی عملیات دشمن صورت می گیرد ، و هدف و ادامه عملیات فقط به یگان های اعزام کننده و ماموریت های محوله به آنان بستگی دارد.
نمونه اي از عمليات هاي مختلف تكاوران در گروگان گيري – آزادي گروگان ها – اسكورت و حفاظت از شخصيت ها- حفاظت از اماكن حساس و مهم – ماموريت هاي برون مرزي –جنگ هاي چريكي – عمليات ضدچريكي – هلي برن – هلي برد – پاكسازي عناصر- قطع درگيري –ماموريت هاي ويژه –ضد تروريستي و مشابه آن را شامل مي شود كه با صلاحديد مسئولين و فرماندهان جهت انجام ماموريت محوله آمادگي دارند.
پرسنل یگان های تكاور به لحاظ پیچیدگی عملیاتی از دسته های مختلف رزمی که دوره های طولانی و سختی مانند زندگی در شرایط سخت ، رزم در کویر ، رزم در جنگل ، رزم در کوهستان ، رزم در دریا ، غواصی و رزم از هوا که شامل چتر بازی و هلی برد و هلی برن را گذرانده جمع آوری شده و در رده یگان های نخبه نظامی یا رزمی Cambat Elite Unites سازماندهی می شوند.
كمیته تكاور نیروی زمینی و دریایی مسئولیت سازمانی مذكور را دارا هستند. فرمان عملیاتی یگان های تكاور با سایر واحدها و یگان های كلاسیك متفاوت است.
یگان های تكاور زمینی و دریایی توانایی لازم را برای هدایت رزمی و در دو سطح تاكتیك و استراتژی را دارا هستند. یگان های مذكور گاه ابزاری برای پیشبرد استراتژی امنیت ملی كشور نیز بوده اند.
كلاه سبزها، هوابرد و رنجرها از یگان های تكاور نیروی زمینی در انطباق با شرایط محیطی تاكتیكی جنگی مأموریت های متنوعی را انجام داده اند.
فرماندهان یگان های تكاور نیروی زمینی تا رده نیروی زمینی و وزارت دفاع در تدوین و توسعه استراتژی نظامی ملی كشور حضور داشتند. دستورات محوله از طریق فرماندهی مركب نظارت، كنترل، انضباط، آموزش ارتباط و مخابرات و برآورد اطلاعاتی تا رده تیم توزیع می شد.
با شروع جنگ یگان های تكاور در نواحی مختلف مرزی در كنار سایر واحدهای جنگی ارتش به انجام مأموریت ها محوله پرداختند.
برجسته ترین مأموریت های محوله Airborne و Seaborne بود. در واقع بعد سوم عملیات نظامی ارتش به یگان تكاور محول شده بود.
ضمن آنكه متجاوزین عراقی نیز از آرایش نظامی و یگان های تكاور برخوردار بوده در نتیجه ما شاهد انواع و اشكال جنگ های بعد سوم بین واحدها و یگان های تكاور خودی و دشمن عراقی بودیم.
نیروهای تكاور ارتش در سه حوزه آبی _ خاكی جنوب، بیابان و كوهستان غرب و كوهستان جنگل شمالغرب كشور به اجرای مأموریت های بعد سوم جنگ می پرداختند.
آنها می بایستی مراقب حملات یگان های تكاور متجاوزین عراقی نیز می بودند كه مانع از صدمات، تلفات و خسارات به یگان های خودی شوند.
یگان های تكاور متجاوزین عراقی بیشتر به سبك و سازمان ارتش های كمونیستی بلوك شرق سابق بود در حالی كه یگان های تكاور ارتش ایران شامل زمینی و دریایی برابر استانداردهای بین المللی به ارتش فدرال آمریكا و ارتش سلطنتی بریتانیا نزدیك تر بود.
ارتش ایران در دهه ۷۰م عضو پیمان منطقه ای سنتو بود و یگان های تكاور ارتش نیز در این دوران تجارب خوبی از جنگ با عراقی ها و نیز مكانیسم فكر سازی آنها كسب كرده بود.
جنگ ظفار، بازپس گیری جزایر سه گانه ایرانی، جنگ ۱۹۷۵ با متجاوزین عراقی به همراه برگزاری مانورهای مشترك رزمی با كشورهای خارجی و بازی های ورزشی ارتش ها یگان های تكاور ارتش ایران را در سطح بالای تكنیكی، تاكتیكی و حتی در سطح استراتژیك قرار داده بود.
كاملا بدیهی بود كه یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران از سه سطح استراتژی، تاكتیك و تكنیك به مراتب بالاتر از یگان های تكاور متجاوزین عراقی بود. یكی از جلوه های بارز آن انطباق با شرایط جغرافیایی بود.
انطباق با شرایط سخت كوهستانی برای اعراب بسیار مشكل است. آنها عادت به بیابان سوزان دارند. عملیات آبی خاكی و جنگ در شرایط سخت كوهستانی برای یگان های تكاور عراقی فوق العاده مشكل است.
این در حالی بود كه یگان های تكاور عراقی در لشكرهای گارد ریاست جمهوری، گارد ویژه ریاست جمهوری و تیپ های هوابرد سازماندهی شده بودند.
یكی از نكات برجسته روانشناختی سیاسی و نظامی رژیم سابق عراق استفاده از كلاه بر یا كلاه كج در بین اعضای دولت بود. تمام عراقی های زمان صدام حسین علاقمند بودند كه از این نوع كلاه استفاده كنند.
یگان های تكاور ارتش عراقی كه عمدتا از نیروی زمینی بودند از آموزش های Spetznas روسی KSK آلمان شرقی برخوردار بودند. تجارب جنگ افغانستان نشان داد كه نیروهای تكاور روسی توسط جنگجویان افغانی قلع و قمع شدند و حتی جنگ افغانستان سهم استراتژیك در فروپاشی اتحاد شوروی داشت. همچنین تجارب مذكور در دوران جنگ تحمیلی برای یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران فراوان است.
تكاوران دریایی در زمان محاصره خرمشهر و آبادان به اجرای عملیات Seaborne و تكاوران زمینی نیز در عملیات غرب و شمال غرب به همراه گروه خدمات رزمی هوانیروز شامل لجستیك و عملیات جنگی به اجرای مأموریت Airborne پرداختند.
در این میان می توان از لشكر ۵۸ تكاورذوالفقار، تیپ ۵۵ هوابرد،گردان های تکاوری لشكر ۲۱حمزه پیاده كوهستان و لشكر ۲۳ نوهد ( نیرومخصوص ) نام برد.
لشگر 58 تکاور ذوالفقار در سال58 ابتدا با ترکیب 2 گردان از تکاوران گارد سابق که پرسنل آن همگی کادر بودند ،تاسیس و به عنوان گارد ریاست جمهوری انجام ماموریت داد ، بدنبال تجاوز ارتش عراق به خاک کشورمان فرماندهان نظامی این تیپ زبده را با جذب پرسنل وظیفه به بدنه آن نهایتاً به لشگر ارتقاء دادند و در دوران پاکسازی غائله های کردستان و غیره و سرانجام در جنگ 8 ساله حضوری موثری داشت.
بسیاری از پرسنل نظامی لشكرهای مذكور جزو لشكرهای واحدهای نخبه رزمی شامل لشكر۱ و لشكر ۲ سابق بودند. همچنین گروه های چندگانه كماندوهای دریایی از كمیته تكاور مستقر در حوزه ناو تیپ چهارم دریایی و سایر واحدهای دریایی جنوب از یگان های برتر رزمی برای عملیات Seaborne محسوب می شدند.
به نظر می رسد كه یك عقده و حقارتی از جانب عراقی ها نسبت به ارتش ایران وجود داشت كه جنگ تحمیلی آنها را به اجرای نیات شوم واداشت.
یگان های تكاور از حداكثر انطباق با محیط نظامی و غیرنظامی با اهداف متفاوت برخوردارند. منظور از عملیات Airborne اعزام به پشت خطوط دشمن و همكاری با نیروهای مخالف دولت دشمن برای انجام عملیات خرابكاری وایذایی است. همچنین یگان های تكاور از اجرای مأموریت های استراتژیك برخوردارند.
برای مثال؛ بسیاری از پرسنل یگان های تكاور در عالی ترین سطوح تصمیم گیری ملی كشورهای منطقه حضور دارند و ارتش پاكستان نمونه بارز آن است.
یگان های تكاور زمینی ارتش ایران از سال ۱۹۷۵ و نیز در طول سالها جنگ با اكراد مخالف رژیم سابق عراق رایزنی داشت و در بسیاری ازتصمیم گیری های آنها مشاركت داشت.
یگان های تكاور بواسطه لباس، كلاه، تجهیزات، روحیه، انضباط و آئین تكاوری Ranger Creed برای سایر واحدهای رزمی ارتش یك روحیه و پشتوانه امنیت رزمی تلقی می شوند.
در ارتش سابق عراق استفاده غیر اصولی از لباس و كلاه تكاوران برای سیاستمداران تا پلیس راهنمایی و رانندگی، تا نگهبان بانك تا مستخدم مدرسه باعث شده بود كه مردم در مراسم عروسی نیز از همان لباسی استفاه كنند كه صدام حسین برای سان و رژه استفاده می كرد. این مسائل موجب تخریب استعداد رزمی، پرسنلی و ظواهر نیروهای تكاور، تخریب قدرت برتر رزمی نیروهای مسلح تلقی می شود.
بسیاری از خلبانان هوایی و هوانیروز شاهدند كه برخی از آنها پس از سقوط در میان نیروهای دشمن عراقی توسط یگان های تكاور نجات یافتند، هجوم علیه اشرار مسلح در مناطق صعب العبور از راه هوا و کوهستان و نیز در کویرهای شرق کشورمان ، امداد و نجات و خارج کردن ستون های کاروان نظامی که به کمین ضدانقلاب افتادند، پیدا کردن محل سقوط هواپیماهای مسافر بری و جنگی ، هلی کوپترها و غیره در مناطق صعب العبور کوهستان و امداد و نجات آنان تنها بوسیله تکاوران کوهستانی امکان پذیر می باشد ، نمونه بارز آن پیدا کردن محل سقوط هواپیما در کوه های خرم آباد و تخلیه شهداء توسط همین تکاوران بود، که کارآمدی و اهمیت وجودی چنین نیروی زبده و آماده برهمگان روشن می باشد.
موفقعیت و ورزیدگی این نیرو در مقایسه با سایر نیروهای مسلح تنها ناشی از آموزش های ویژه و سخت و طولانی در کنار آمادگی جسمانی و بکار گیری تجهیزات بخصوص که برابر سازمان رزمی در اختیار این نیرو ی ارزنده قرار داده شده می باشد .
بسیاری از ساكنین مناطق مرزی شاهدند كه آزادی آنها از چنگال اسارت، متجاوزین عراقی توسط یگان های تكاور زمینی و دریایی صورت گرفت.
وعملیات ویژه در نقاط مختلف از قبیل پاکسازی روستا های آلوده به اشرار و ضدانقلاب ،کمین ، ضد کمین، اسکورت ، آزادسازی گروگان ها ، نفوذ به اماکن و اهداف سخت و غیره نمونه بارز این نیروهای ارزنده ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
اصولاً یگان های تكاور پس از جنگ های پرتجربه تشكیل می شوند. برای مثال بریتانیا طی جنگ های هند و چین به تشكیل نیروهای تكاور SAS، SBS و تفنگداران سلطنتی پرداخت.
آمریكا پس از جنگ ۱۹۵۳ كره و جنگ ویتنام در دهه 60 م به تشكیل واحدهای نخبه رزمی مانند XV۱۱۱ Airborne crps Delta Force پرداختند.
فرانسه پس از جنگ های خارجی در آفریقا از میان لژیون های فرانسوی لشكرهای هوابرد و چترباز را گسترش و تعمق داد. مطالعات اخیر نشان می دهد كه بسیاری از بازنشستگان نیروهای مخصوص در كشورهای خارجی برای امور مختلف كشورداری استخدام می شوند.
به نظر می رسد كه یگان های تكاور زمینی و هوایی ارتش ایران در دهه ۷۰ میلادی و در پیشبرد استراتژی منطقه ای كشور تشكیل، بسط و توسعه پیدا كردند.
امروزه در كشورهای مختلف جهان NGO ها یا سازمان های غیردولتی برای جمع آوری نیروهای تكاور برای امور ورزشی، باشگاه های خصوصی و از این قبیل تحت عنوان Vetran Association تشكیل شده است.
انجمن های مذكور برای رسیدگی به اوضاع معیشتی، بكارگیری تجارب و قدردانی از نیروهای مخصوص و تكاور انجام وظیفه می كنند.
اولین واحد رنجر به وسیله افسری بنام رابرت راجرز در كشور امريكا سال 1756 بوجود آمد، عملیات شجاعانه آنان برهیچکس پوشیده نیست ، آنها قادر بودند در مناطق صعب العبور مسافت زیادی را طی کنند، آنها قادر بودند با عملیات تهاجمی خود در قلب خطوط دشمن نفوذ کرده ، کسب خبرنموده ویا دشمنان را دستگیر نمایند.
شیوه رزمی آنان طوری استعمال می شد که بعداً در مدارس بزرگ نظامی جهان تدریس و سرلوحه تکاوران امروزی شد ، نيروهاي رنجر با تبعيت از اصول صحيح فن جنگيدن و طي نمودن انواع آموزش هاي رزمي به انسان هاي جسور و ورزيده ي تبديل شوند، آنها توانستند با استعداد اندك خود به قلب دشمن نفوذ كنند و چنان رعب و وحشتي در دشمن خودشان بوجود آورند كه تا آن زمان نظيري نداشتند.
نيروهاي رنجر افرادي ارزنده از نظر توان رزمي و سرعت عمل مي باشند ارتش هاي جهان شيوه هاي رزمي رنجري را در مدارس نظامي خود تدريس و آن را از برنامه هاي لاينفك خود مي دانند.
1- اسلحه خودرا همیشه تمیز نگه دارید.
2- بمحض اعلام ظرف یک دقیقه آماده حرکت باشید.
3- هرگز مطلبی را فراموش نکنید.
4- در حرکت طوری جمع شوید گوئی گربه در کمین موش است.
5- سعی کنید ببینید و دیده نشوید.
6- هرگز به کاری که به موفقیت آن اطمینان ندارید انجام ندهید.
7- هرگز به رنجری که دوره دیده است دروغ نگوئید.
8- بیشتر در تاریکی شب راه پیمائی کنید.
9- هرگز از راهی که آمدید برنگردید.
10- هرگز بدون گذاشتن نگهبان استراحت نکنید.
11- اگر دشمن شمارا تعقیب کرد با حرکت دورانی اورا دور بزنید.
12- وقتی دشمن می آید درازکش کنید ، بنشینید.
13- هميشه سبك بار و چالاك باشيد .
14- اصول همرنگ كردن خود و تجهيزات را با محيط رعايت كنيد.
15- به هر صدائي و حركتي مشكوك باشيد.
16- همیشه برای کسب فرصت منتظر دشمن باشید.
17- بگذارید دشمن نزدیک شود آنگاه به او حمله کنید.
18- حین دستگیری دشمن انها را جدا سازید.
19- با قصد کشت به دشمن ضربه بزنید.
20- هنگام كشتن دشمن فرياد بكشيد .
21- هرگز با آرایش یکنواخت حرکت نکنید.
22- هرگز رد پای خود را برجا نگذارید.
23- در حین حرکت نفراتی بعنوان تامین به هر سو اعزام کنید.
24- در حین برخورد با موانعی از هم پراکنده شوید.
25- قبل از کشته شدن بکشید.
26- به هیچ کس اعتماد نکنید.
27- فريب اعمال و ظاهر كسي را نخوريد .
28- راز خود را با كسي بازگو نكنيد حتي اگر برادرت باشد.
29- مواظب باشید که دشمن در همه جا شمارا می بیند
30- مواظب باشید که اگر دستگیر شدید شکنجه سختی در انتظار شماست.
31- در هنگام دستگيري حتماً سعي به فرار كنيد.
32- قبل از ضربه زدن به دشمن شوک وارد آورید.
33- سرعت عمل و دقت رمز برتری بر دشمن است.
34- اسلحه ناموس و ياور شماست در حفظ آن بكوشيد.
35- از هر خبري به آساني نگذريد .
36- به معتمدين مردم احترام بگذاريد.
افراد رنجر براي زنده ماندن در ماموريت هاي بسيار سخت بايد موارد ذكر شده را سرلوحه خود قرار دهد در غير اينصورت رنجر محسوب نشده و از جمع رنجرها جدا خواهد شد.
رنجر همان تکاوران کنونی هستند که با استعداد کم قابلیت انجام ماموریت های بزرگ و خطرناک در برد های دور و نزدیک را داشته ، آنها انواع آموزشهای سخت را در انواع شرایط و مناطق طی نمودند ، فن زنده ماندن در شرایط سخت ، انجام عملیات چتر بازی ، کوه نوردی ، دفاع شخصی ، رزم شبانه ، جنگ های چریکی و ضدچریکی ، فن کمین زدن و عملیات ضد کمین و سایر دروس نظامی آنها را به نیروهای کارآمد ، بی باک و جسور تبدیل کرده و امروزه در ارتش های نوین جهان کمتر ارتشی است که اقدام به تشکیل واحد های رنجری ( تکاور) نموده باشد.
از جمله کشورهای پیشتاز در سازماندهی یگان های رنجری کشور مان ایران است که در دهه 1960 به اتفاق 35 کشور دیگر نسبت به اعزام دانشجو برای طی دوره رنجر در امریکا اقدام کرده و پس از آن نیز با تشکیل مدارس رنجر در مرکز آموزش پیاده نیروی زمینی ارتش در شیراز بنام كميته تكاور مسئوليت پرورش جوانان شجاع و افسران و درجه داران كه مسئوليت و هدايت نيروها را دردست خواهند داشت به عهده دارد.
اینک آن مکان یکی از مراکز مهم پرورش تکاور بوده و فرزندان شجاع و جسوری را به بدنه یگان های خود تزریق کرده و این مهم با آخرین متد و فن های رزمی روز دنیا ادامه دارد وهر چند گاه مستشاران نظامي خارج جهت كسب و اندوخته آموزش نظامي و انتقال تجارب به يگان هاي نظامي كشورشان در آنجا حضورمي يابند ، اين افتخاري بزرگ براي ارتش محسوب مي گردد ودر اين بين تلاش فرماندهان ارتش نیز براین معقوله استوار است.
توصیف مقدورات نیروهای تکاور در کنار ایمان معنوی آنان تنها حکایت از قطره ی بی پایان از اقیانوس پایمردی وفداکاری وایثار این دلاوران نستوه دارد ، و قلم فرسائی در ساحت و تجلیل تکاوران براین بود که این نیروهای اثر گذار و زبده کمتر به مردم شناسانده شدند و حماسه های این عزیزان بخوبی بازگو نشده و فعالعیت های تکاوران در بین سایر رزمندگان از دید پنهان مانده است.
لازم بود همه بدانیم که تکاوران سرمایه های باارزش نظامی هستند که کشور آنها را برای ماموریت های بسیار حساس وحیاتی برون مرزی و درون مرزی می پروراند ،.
براین اساس در بحبوحه جنگ تحمیلی با در نظر گرفتن کارآرائی بسیار خوب و اثر گذار تکاوران کوهستان ستادعملیاتی نیروی زمینی ارتش اقدام به تاسیس یگان های تکاور با توجه به شرایط سرزمینی در مناطق مختلف کشور اسلامی نماید .
لذا تیپ تکاورکوهستانی 65 نیرومخصوص ، تیپ 35 تکاورکوهستانی ، تیپ 45 تکاور کوهستانی را می توان نام برد که همه این یگان ها در مرحله نخست از بطن واحد های تکاوری مانند 58 ذوالفقار ، 23 نوهد ،55 هوابرد و تحت آموزش این واحد ها بوجود آمد و توانست با تجهیز و سازماندهی به تیپ های مستقل ارتقاء یافتند و در جنگ تحمیلی و بعد از آن ماموریت های بسیار ارزنده ازآنها شاهد بودیم ، که در این میان نقش تیپ 65 تکاور نیرومخصوص درمیان سایر نیروها چشمگیر می باشد.
تمامی رزمندگانی که در کنار سایر رزمندگان سلحشور دفاع 8ساله را علیه ارتش بعث عراق متحمل شدند ، و قدرت واقعی نیروهای ایرانی را بار دیگر به تمام اجانب غرب و شرق نشان دادند، و ثابت نمودند ایرانی همیشه سرفراز و همیشه بیدار و همیشه پیروز میدان بوده و خواهد بود .
بجا بود ، دشمنان ایران اسلامی بدانند که ایرانی از وجب به وجب خاک مقدس خود و آرامان های بزرگ الهی خود حراست خواهد نمود.
هرچند بازگوئی حماسه های تکاوران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بهانه ی به عنوان تقدیر و دست مریدا خواهد بود ، اما جانفشانی شجاعانه سایر رزمندگان ارتش و سپاه و دلاوران بسیجی و ژاندارمری سابق از یاد نخواهد رفت و حضور یکپارچه نیروهای مسلح در کنار هم سدی آهنینی برای دشمن قدار شد .
این رویداد تاریخی موجب گردید ، سایر دشمنان اسلام و ایران نیز حساب خودرا از صدام جدا کنند ، وبدانند که ایران قدرتمند را باید با احترام نگریست و جایگاه ایران را در معادلات منطقه ی و نیز جهانی ارج نهند. و واقف باشند ایران و ایرانی همیشه سرفراز ویکپارچه خواهد ماند.
با توجه به نتایج جنگهای خانمانسوز جهان و ظهور سلاحهای مخرب و در نظر گرفتن خصوصیات نابود کننده جنگ ها این فکر بوجود آمده که جنگ بیش از پیش فلاکت بار بوده و مبادرت به آن غیر معقول و جنون آمیز است، و به هر قیمیت باید از آن احترازشود، زیرا طرفین مخاصمه را به نابودی مطلق خواهد کشانید.
آیا این مسئله این مفهوم را دارد که رقابتها و مخاصمات از بین گروه های انسانی رخت بربسته است ، و دیگر گروه های حادتر یافتن مقصودرا در ضرر و نابودی رقبای خود نمی دانند؟
این خیالی است واهی ، و نباید خودرا به چنین فکر باطلی مشغول سازیم ، قدرت های مهاجم برای اعمال نظرات خود از هر ابزار ی برای به زانو در آوردن رقیب استفاده نمایند.
جنگ يكي از پيچيده ترين و ترسناك ترين دانشگاهها در كنار دانشگاههاي ديگر مي باشد كه در زمان نامشخص اين دانشگاهها آغاز به كار نموده و دانشجويان خود را انتخاب مي كند و در آخر با نمرات بالا و پايين بهترين ها را مشخص مي كند.
امام راحل نيز فرموده اند :
«جنگ دانشگاه انسان ساز مي باشد و در آن جوانان يك كشور شكل مي گيرد.»
عقيده و مرام در هر كشوري در جهان نقش بسزايي در رشد و تكامل جوانان فعال دارد. هردولتی اگر برخلاف عقايد ملت قدم به پيش بگذارد جزء تباهي و پوچي چيزي بدست نخواهد آورد. هر چيز كه در مدت زمان کوتاه مشخص نگردد بالاخره روزي فرا خواهد رسيد و آشكار خواهد شد كه چه مقدار در روي افكار و كردار جوانها كار شده است ،که با جانفشانی خود گوی سبقت از همدیگر رامی گرفتند.
موقعیت جغرافیائئ:
این کشور محدود است ازشمال به ترکیه ، ازباختر به سوریه ، و اردن هاشمی ، ازجنوب به عربستان سعودی ، از جنوب خاوری به امیرنشین کویت ، و از خاور به ایران و تنها از طریق خلیج فارس به دریاهای آزاد راه دارد.
موقعیت سیاسی :
می توان گفت کشور عراق قسمت اعظم مرز باختر ی کشور مارا می پوشاند وبعداز جنگ جهانی اول به صورت یک واحد سیاسی متشکل ، مشخص وشناخته شده است .
موقعیت جغرافیائی سیاسی :
و از نظر در خاورمیانه دارای ارتش نظامی و سوق الجیشی مهمی بود ، که همین مسئله از مدت ها پیش سبب نزاع بین دول بزرگ بوده و همیشه سعی داشتند که دراین کشور منافعی داشته باشند .
جمعیت عراق در زمان جنگ تحمیلی حدود 17 میلیون نفر و اعراب اکثریت مردم عراق را تشکیل دادند.
سنی ها برسایر مذاهب حکومت داشتند ، و این در حالی بود که اکثریت مردم عراق را شعییان و 18 در صد دیگر را اکراد تشکیل داده بودند و در این بین 2 در صد مردم عراق ایرانیان بودند که صدام در آغاز جنگ ایرانیان از عراق بیرون راند.
این کشور به 18 استان تقسیم و وسعت خاک این کشور حدود 435 هزار کیلومتر یعنی تقریباً کمی بیش از خاک کشورمان ایران می باشد و شکل این کشور تقریباً مثلث مختلف الاضلاعی است.که راس آن متوجه اردن هاشمی و قاعده بزرگ آن بطرف ایران کشیده شده است، طول این کشور حدود 1536 کیلومتر می باشد. و بیشترین مرز در آب و خاک 1610کیلومتر را با کشور ایران از فاو تا دلامپر داغ را دارد..
این کشور از منطقه کوهستانی ، منطقه جلگه ی ، منطقه جزیره ی ، منطقه فلات باختری برخوردار می باشد ، که تنوع سرزمینی موجب شده از واحد های مختلف نظامی در ارتش خود برخوردار باشد .
و اگر با دید وسیع به سرتاسر نوار مرزی ایران و عراق نگاه کنیم ، از دهانه فاو تا موسیان بیشتر نقاط حساس و هدف های حیاتی اقتصادی و سیاسی عراق در مقابل ما قرار دارد، و از موسیان که در حقیقت ابتدای مرزایران وعراق درمنطقه پشتکوه است تا دلامپرداغ که ابتدای شروع مرز ترکیه می باشد ، هدف هائی که آن طرف مرز روبروی ایران قرار دارند ، هدفهای نظامی بسیار ارزنده ی هستند.
تجارب دو جنگ بزرگ عالمگیر ودیگر عملیات های بزرگ نشان داد که در جنگ ها هدف های اقتصادی و سیاسی کاربرد چندانی ندارد، وبرعکس هدف های نظامی در هر عملیاتی سرنوشت جنگ هارا رقم می زند.
به عبارت دیگر هدف های نظامی دارای اهمیت های ممتازی از نظر جغرافیائی هستند، درحالیکه هدفهای سیاسی و اقتصادی دارای وضعیت مطلوب می باشند.
اختلافات دوکشور ایران و عراق ریشه ی عمیق در تاریخ خونبار گذشته دارد، ودر واقع باید اختلافات بین ایران و عثمانی اززمان جنگ چالدران به بعد را سنگ بنا و میراثی شوم به شمار آورد ، که راوبط دولت بعدی حاکم بربین النهرین با همسایه شرقی خود را شکل داده و هدایت کرده است .
این اختلافات دیرینه موجب شده است که طی یک دوره 420 ساله 16 قرار دادرفع اختلاف مرزی بین ایران و عثمانی آن زمان منعقد شود. که آخرین آن قرار داد معروف 1975 الجزایر می باشد که ایران شیطنت های صدام بعثی را در نطفه خفه کرد و با اقتدار ارتش حاکمیت به حق ایران را برکنترل اروند رود به عراق قبولاند .
به نظر می رسید که همه منازعات مرزی و اختلافات عقیدتی دو کشور خاتمه یافته است ، لیکن در عمل چنین نشد.
سال 1357 ، که انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام راحل در آن برهه از زمان بوقوع پیوست ، و شاهد جابجائی حکومت و افول قدرت و ظهور قدرت های جدید در منطقه بودیم ، و با این رخداد مهم و تاریخی که جهان را تکان داد ، تقریباً شیرازه اداره کشوراز هم گسیخته بود و ایران دست خوش نا ملایمات و جریان های سیاسی شده بود.
موقعیت سیاسی و وضع نابسامان اوایل انقلاب و بدنبال فرار امرائ ارتش و خالی شدن پادگان ها و آشفتگی در سازمان رزمی دفاعی ارتش ، و استنباط و تحریک نابجای متحدین شرق و غرب عراق ، صدام با تکیه بر توان نظامی خود که بعد از ایران قدرت منطقه محسوب می شد و تکیه بر قدرتهای خارجی و حکومت های ارتجاعی منطقه که هم قسم شده بودند که حکومت ایران را ساقط کنند ، و ژاندارمی منطقه حساس جهان یعنی خاورمیانه را بعد از ارتش شاه بدست گیرد و حکومت پان عربیسم را جاری ساخته و داعیه رهبری جهان عرب را سر دهد، یکطرفه قرار داد 1975الجزایر را در جلو دوربین های جهان پاره کرد و اعلام کرد که مفاد این قرار داد را ملغی می داند ، و به این طریق اعلان جنگ با ایران را رسمیت بخشید .
غافل از اینکه این بار هم حکومت های عربی ارتجاعی در اشتباهی سخت فرو رفته بودند، چرا که قدرت واقعی مردم ایران را که در تاریخ بارها تکرار شده بود از یاد برده بودند .
عراق براساس آخرین برآوردها ، ارتش یک میلیونی عراق به همراه 850000 نفر نیروی ذخیره ، با 5500 دستگاه تانک ، 3000عراده توپ، و از سوئی بیش از 0 53 فروند هواپیمای جنگی عمدتاً ساخت شوروی حمایت می شود
نیروهای مسلح ایران در راس آن نیروی زمینی ارتش علیرغم وجود آشفتگی های فراوان در سازمان رزمی خود و نابسامانی های بی شماری که در سیستم فرماندهی و کنترل آن پس از انقلاب اسلامی که ناشی از تجدید سازمانو تطبیق و همسو شدن با شرایط نوین کشور و انقلاب بود، توانستند با مقاومتی دلیرانه وبا استفاده از نقاط ضعف عملیاتی ارتش متجاوز سرانجام هجوم دشمن را مهار و از پیشروی بیشتر متجاوز به عمق زیادتر ، جلوگیری نمایند .
دشمن تا دندان مسلح این بار نیز دست به شیطنت بسیار خطر ناکی زد ، با تحمیل جنگ خانمانسوز عاقبت خود صدام با حکومت دیکتاتوریش برای همیشه از صفحه روزگار محو گردیدند ، حکومتی که وجودش برای مسلمانان جز وحشت و بیچاره گی چیزی در بر نداشت ، علاوه بر از بین بردن انسانهای بی گناه و ثروت این کشور در راه اهداف شوم خود و شکست در جنگ با ایران و فروپاشی حکومت بعثی توسط متحدان دیروز خود موجبات اسارت و نا آرامی ها و جنگ های فرقه ی را برای عراق امروز بجا گذاشت .
صدام حسین دراوایل سال 1359 اعلام می دارد:
اینک توانائی نظامی برای استرداد سه جزیره واقع در خلیج فارس که توسط شاه اشغال شده است را داریم هرگز از زمان اشغال این جزایرساکت ننشستیم و پیوسته ازنظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن سه جزیره مذکور خودرا آماده کردیم
صدام در کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ -19/8/59 اعلام داشت:
حقوق ما روشن است ،زمینهای ما روشن است، حاکمیت برزمینهای عربی روشن است ،اکنون لازم است (امام)خمینی (ره ) بگوید ؟ که مرزهایش کجاست ؟ و نقشه ایران در کجا قرار دارد؟
صدام در تاریخ – 21/8/59 طی مصاحبه می گوید:
مااز تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی شویم و صریحاً اعلام می داریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد ، هرفرد عراقی و یا عربی مایل به تقسیم ایران و خرابی آن خواهد بود.
طارق العزیزمعاون نخست وزیر وقت در آغاز هشتمین ماه جنگ می گوید:
وجود پنج ایران کوچک بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود.
او می افزاید :
ما از شورش ملت های ایران حمایت و پشتیبانی می کنیم و همه سعی خودرا متوجه تجزیه ایران خواهیم کرد.
نعیم حداد معاون صدام در اردیبهشت 1359می گوید:
عراق نسبت به تقاضای خود در مورد باز گشت جزایر استراتژیک تنب کوچک و بزرگ و ابو موسی به اعراب که درسال 1971 اشغال شد پافشاری خواهد کرد.
باید اشاره کرد آنگاه که نیروهای متجاوز عراقی در اجرای دستور رده فرماندهی به دستور مستقیم صدام حسین با اولین شلیک یک گلوله تانک تی 72 روسی مستقر در بادگان بعقوبه در ساعت 11 روز 31 شهریور ماه 1359وبه دنبال حملات هوایی به شهرهای داخلی و مناطق مرزی ایران اسلامی تلاش همه جانبه نیروی متخاصم عراق نیز آغاز شدو نوار مرزی بی دفاع ایران زیر آتش سنگین قرار گرفت که از نظر طبقه بندی نظامی نوع آتش ها ،آتش تهیه محسوب می شد.
ودر ساعت00 18 همان روز از مناطق مرزی مهران و بستان حرکت های لشکرهای پیاده نظام عراق آغاز و ارتش عراق با صدور بیانیه ای در ساعت 1900 همان روز اولین اعلامیه نظامی ستاد فرماندهی ارتش عراق بدین شرح از رادیو بغداد خوانده شد .
در ساعت 1200 روزجاری پایگاههای نظامی و غیر نظامی ایران بشرح ذیل مورد تهاجم نیروی هوایی ارتش عراق قرار گرفت :فرودگاه مهرآباد،فرودگاه شیراز،فرودگاه بوشهر،فرودگاه شیراز،فرودگاه همدان ، فرودگاه تبریز،فرودگاه اصفهان ، فرودگاه امیدیه ، فرودگاه کرمانشاه ، فرودگاه اهواز
صدور این بیانیه انکار ناپذیر اعتراف آشکار و رسمی عراق نسبت به شروع حمله و تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران است که بعد ها در اثر مقاومت دلیرانه رزمندگان ایرانی و فروماندن در گرداب سخت جنگ سعی بسیار کردند که با ارائه مدارک دروغین ، این تجاوز آشکار را دفاع از موجودیت خود وانمود نمایند که سرانجام نیز باطل بودن آن برهمه جهانیان معلوم و آشکار شد
سی ویکم مهر ماه سال 59 روزی جانسوز و فراموش نشدنی در تاریخ میهن اسلامی ثبت گردید، وبراین اساس فصل جدیدی بیش روی نیروهای مسلح ایرانی اعم از دلاورمردان ارتشی ،سپاهی و نیروهای بسیجی گشوده شد ، که بسته شدن آن حاصل 2889روز مقاومت جانانه در مقابل دشمن تا دندان مسلح و شهادت و مجروح و اسارت هزاران ایرانی و آن همه خسارات هولناک توسط دشمن بعثی بود .
بدنبال تجاوز ارتش عراق به خاک مقدس جمهوری اسلامی در اول مهرماه عراق با به کار گیری 9 لشگر از 12 لشگر مجهز خود سحرگاهان لشگرهای زرهی و مکانیزه عراق از شلمچه کیلومتر25،کوشک ،طلایه ،سوبله ، فکه ، ربوط، در جبهه عملیات جنوب وارد خاکمان شدند.
ودر مسیر به سمت هدفهای حساس وحیاتی خوددرداخل کشور به ترتیب از شمال خرمشهر و آبادان ، اهواز و سوسنگرد،شوش و دزفول بیشروی نمودند ودر جبهه شلمچه تهاجم که نزدیکترین جبهه محور خرمشهر و سهل ترین محور بصره به خرمشهر که مسافت آن 17 کیلومتر بود با توجه به برتری آتش و نیرو که 4 عراقی به 1 یک ایرانی بود آغاز نمودند .
عراقی ها برآورد کردند ظرف یک روز خرمشهر را تصرف خواهند نمود لیکن در اثر مقاومت های جانانه گردان تکاوری هوا دریای نیروی دریایی ارتش پرسنل دژ و رزمندگان محلی اعم از سپاهی و جوانان منطقه زمین گیر شدند.
موارد ذکر شده گوشه های از سند تجاوز آشکار به مرزهای کشورمان بود با این وجود دشمن توانسته بود در اولین روزهای جنگ تحمیلی در اثر آشفتگی وضعیت دفاعی نیروهای مسلح ایران موفق به پیشروی و تصرف سرحدات و مناطق مهم از خاک کشورمان بشود.
زمین گیر شدن ارتش عراق نشان از این بود که ارتش عراق دیگر قادر نبود قدمی جز اشغال بخشی از خاک کشورمان در نخستین روزهای جنگ بردارد . و روزهای اضمحلال خود را تجربه می کرد.
ادامه جنگ 8 ساله نیز نیاز به تجارب جنگی و تجهیزات و ادوات مختلف رزمی داشت و مهمترین آنها صرفه جوئی در قوا و استفاده بهینه از توان رزمی نیروها فرماندهان را قادر خواهد نمود که در صحنه های نبرد با اقتدار بیش ازپیش بتوانند طرح های عملیاتی خویش را اجرا کنند.
لذا تشکیل و آموزش و سازماندهی یگان های کوچک اما با کارآرائی فوق العاده و سریع از همان ابتدای جنگ تحمیلی در دستور کار فرماندهان نظامی قرار گرفت و آنگونه که بعداً اشاره خواهد شد بعلت امتیازات مثبت یگان های تکاور نسبت به سایر یگان های سنگین در دبین ارتشهای نوین جهان و به خصوص عملکرد تکاوران در جنگ تحمیلی ، تعداد تیپ های تکاوری تشکیل شده در اثنای جنگ به مراتب بیشتراز سایر یگان های پیاده بوده و در طول زمان نیز اهمیت تکاوران مشهود و مایه سربلندی و اقتدار میهن مان شد.
در ادامه جنگ تحمیلی رزمندگان اسلام با تکیه بر ایمان و خودباوری توانستند، موفقعیت های خوبی حاصل کنند ، اما چاره کار نبود ، شرایط سیاسی و نظامی اقتضاء می کرد ایران از لاک دفاعی خود بیرون آمده وبه تاکتیک آفندی تکیه کند .
براین اساس فرماندهان جنگ در راس آن سپهبد شهید صیاد شیرازی اقدام به تشکیل قرارگاه های عملیاتی مشترک با سایر نیروها را نمود و توانست شیرازه کار را در دست بگیرد واین حرکتی برای آغاز عملیات های غرور آفرین و باز پس گیری خاک کشورمان از دست عراق شد.
هماهنگی و وحدت نیروها سبب گردید چندین عملیات طرح ریزی و با مشارکت هم صورت گیرد و این شیوه چنان کار ساز شد که بعداً نیروها عملیات های مستقل را اجرا کردند ، تحرک نیروها روحیه رزمندگان و مسئولین کشور را بلا برده و به پیروزی های بزرگ و درخشان امیدوار شدند، و از سوئی دشمن متوجه شد که وارد گردابی سخت شده که خارج شدن از آن جز با شکست امکان پذیر نخواهد شد.
صدام نیز برای حفظ بقای خود و حل معادله جنگ وادامه آن بیش از پیش دست به دامن اربابان خود جهت یاری رساندن به ارتش عراق شد .
دنیا شاهد بود که تمام کشورهای استکباری و حکومت های مرتجع عرب کمک های نظامی – مالی – اقتصادی بسیاری برای حمله به ایران و در طول جنگ برای بقای ارتش صدام بمنظور شکست دادن ایران ارسال نمودند.
آخرین و پیشرفته ترین سلاح ها ، موشک های زمین به زمین ، جنگنده ها ، توپ و تانک، سلاحهای مخوف شیمیایی و حتی سرویس های مدرن جاسوسی و غیره از جمله کمک ها به صدام بود، تا صحنه کارزار را به سود عراق ورق بزنند.
لیکن همه قدرتهای شیطانی از قدرت الهی غافل بودند که ایران اسلامی تنها با تکیه بر آرمانهای اصیل اسلامی خواهد توانست دنیای ابزاری دشمنان را درهم بکوبد، و سلاح ایمان که در نهاد مردم ایران ریشه دوانده قابل قیاس با سایر جنگ افزارهای فیزیکی نیست، ابزای که با ایمان خالص و خدائی بکار گرفته نشود ، بالاخره باشکست مواجه خواهد شد.
روزهای سخت کارزار یکی پس از دیگری سپری می شد ، و رزمندگان رمزکلید جنگ را دردست گرفته بودند ، تعداد عملیات های کوچک و بزرگ بیشمار شده بود و دشمن را در تمامی جبهه ها زیر فشار گذاشته بود ، و مردم هرلحظه در انتظار عملیات جدیدی بودند که صدای مارش پیروزی رزمندگان از رادیو و تلویزیون شنیده می شد.
در ادامه حملات وسلسله عملیات های گوناگون و غرور آفرین رزمندگان اسلام درسال 1365 از سری عملیات کربلا ها در محور های مختلف جنگی علیه نیروهای متجاوز عراقی،نوبت به عملیات بزرگ و بی نظیروبزرگ کربلای 5 در مناطق شلمچه رسیده بود که در قرارگاه جنوب طرح ریزی گردید.
لذا استقرار هزاران نفراز رزمندگان از جمله اعزامیان بزرگ داوطلبانه بسیج تحت عنوان سپاهیان محمد با تجهیزات و ادوات مختلف در منطقه نشان از حمله ی کارساز علیه عراق را داشت .
کارهای بسیار خوب و ضربتی صورت گرفته بود ، علارغم تحریم نظامی ، ایران ادوات و تجهیزات لازم را در حد امکان تهیه کرده بود.
اصول و قواعد رزمی از دیر باز که عملاً در صحنه های نبرد و دانشگاه های جنگ دیده و شنیده شده ، ویژه گی های خاص خودرا دارد و تنها ازار و تجهیزات نمی تواند نوید یک پیروزی را فراهم آورد ، و اگرحفاظت اطلاعات در رزم رعایت نشود، هر نیروئی با عدم موفقعیت مواجه خواهد شد .
شرایط آن زمان بگونه ی بود که اصولاً حفاظت گفتار بخوبی رعایت نمی شد و رزمندگان تنها آرمانی می جنگیدند و شهادت را در هر صورت فوز عظیم می دانستند ، و نیز اینکه امکان سازماندهی و آموزش حفاظت اطلاعات در نیروهای داوطلب کافی نبود ، و اطلاع رسانی و هماهنگی با توجه به محدودیت های زمانی و مکانی و سایر شرایط سیاسی بسیار ضعیف و ناکار آمد بود.
با این وجود حس برتری و دشمن ستیزی در رزمندگان شتاب زیادی گرفته بود و ایران با عملیات های غرور آفرین خود در گذشته توانسته بود ، در صحنه کارزار و محافل سیاسی بین المللی وجهه خودرا بدست آورد ، و به دنبال پیام امام راحل مبنی بر تعقیب و تنبیه متجاوز و بیرون راندن دشمن به پشت مرزهای بین المللی ، رزمندگان برخلاف فرماندهان جنگ ، فقط به ادامه حملات می اندیشیدند ،و تاخیر در عملیات ها را قبول نداشتند.
در این رویدادهای منطقه ی بنا به گزارشات واصله از واحد های اطلاعات و عملیات و سیستم های پست شنود و ستون پنجم و اسرای دستگیر شده عراقی و سایر منابع پنهانی و گزارشات نوبه ی اطلاعاتی و عملیاتی نشان از آمادگی رزمی قریب الوقوع و صددرصدی نیروهای عراقی می داد .
برای نیروهای ایران نیز غیر منتظره بود ،که دشمن می توانست با آمادگی بموقع و دفاعی خود طرح عملیات بزرگ کربلای 5 را تحت شعاع قرار دهد.
اتاق جنگ قرارگاه و تردد فرماندهان و بحث های طولانی و بی نتیجه و معلق شدن روند عملیات حاکی از شک و تردید فرماندهان به عملیات حاضر بود، که تصمیم ادامه یا لغو حمله کاری بسیار سختی بود ،فرماندهان با تجربه درس های بسیار خوبی از عملیات های گذشته آموخته بودند و اکنون حاضر نبودند دانسته پا به دام دشمن بگذارند ، لذا همگی مسئولین یگانها ضمن ناراحتی از وضع بوجود آمده مایل بودند تا عوض شدن شرایط منطقه ،عملیات به تعویق بیفتد، زیرا حاضر نبودند شاهد تلفات سخت عده یبیشماری از رزمندگان وازبین رفتن تجهیزات و ادوات نظامی که برای ادامه جنگ به وجود آنان نیاز مبرم داشتیم باشند آنها آن را نوع خودکشی و نوعی قبول شکست می دانستند.
دشمن بعثی در پی حمایت های جهانخواران وجلوگیری از شکست زود هنگام اقدامات اطلاعاتی بسیار گسترده ی را انجام داده بودند عراق آخرین وضعیت ، استقرار، استعدا ، تجهیزات ؛ و سایر نیاز های اطلاعات رزمی خودرا که با ماهواره های جاسوسی امریکا که توسط آواکس های جاسوسی و ناوگان ارتش امریکا مستقر در خلیج فارس رد یابی و تهیه می شدند ، با دقت بسیار و بموقع تغذیه می شد .
جنگ اطلاعاتی ارتش امریکا بصورت پنهانی و قرار دادن آن به همراه مشاوره های نظامی توسط ژنرال های غرب و شرق ، آمادگی رزمی کامل را به ارتش زبون عراق داده بود که عملیات بزرگ کربلای 5 را با شکست ویا عدم موفقیت نسبی مواجه سازد .
بر اساس اتفاقات صورت گرفته ستاد فرماندهی کل قوا بادرایت ومشاوره های لازم تصمیم جدید خود را اتخاذ کردند،
و طی دستورالعمل ضربتی و خواستاربه تعویق انداختن عملیات کربلای 5 درمنطقه جنوب و طی آن آغاز عملیات زود هنگام کربلای 6 و با استفاده از یگان های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی مستقر در منطقه مقابل نفت شهر اشغالی، شمال سومار ،نفت خانه عراق و در امتداد قصرشیرین شد.
روزهای سخت جنگ سپری می شد و مردم قدر شناس منتظر خبرهای شادکننده از جبهه ها بودند ، نباید به دشمن فرصت تجدید قوا می دادیم باید باتمام توان دشمن را در سرتاسر جبهه سرکوب می کردیم .
در آن زمان عراقی ها به لاک دفاعی رفته بودند و با ایجادموانع مختلف رزمی و استقرار در نقاط سرکوب و حساس قصد داشتند تا مدت های بسیار زیادی این مواضع را به عنوان برگی برنده دردست داشته باشد و نوعی اهرم فشار و حربه سیاسی برای ایران می دانست ، لذابرای عراق اهمیت نگه داری از این مناطق کمتر از تصرف آنها نبود
چگونگی نامگذاری کربلا ها در جنگ به قبل از عملیات طریق القدس در منطقه بستان برمی گردد که بعد از پیشنهاد طرح های عملیاتی ولی ا... توسط لشگر16 زرهی قزوین درجلسه ای که امیر سرفراز شهید سپهپد صیادشیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش حضورداشتند به تصویب رسید.
قرار شد ادامه عملیات از کربلا ی 1 الی 12 جهت رسیدن به کربلا ادامه یابد، به همین عملیات طریق القدس بنام کربلا ی 1– فتح المبین کربلای 2- بیت المقدس کربلای 3- عملیات رمضان کربلای 4 – ادامه یابد.
آغازعملیات کربلای 6 که قبل از عملیات کربلای 5 آغاز گردید در حقیقت یک عملیات فریبنده برای نیروهای عراقی جهت عقب نشینی آنها و نگران ساختن و برهم زدن آرایش نیروهای بسیار زیاد دفاعی نفوذ ناپذیر عراقی ها که مدتی قبل برای مقابله با عملیات درشرف انجام ایرانیان در منطقه شلمچه مستقر شده بودند ، صورت می گرفت.
رکن سوم واحد های عملیاتی یگانهای مختلف ارتش در منطقه عمومی نفت شهر اعم از واحدهای لشگر 16 زرهی قزوین ، لشگر 88 زاهدان ،تیپ 55 هوابرد شیراز و لشگر58 تکاور ذوالفقار که آن زمان در جزایر مجنون و هورالعظیم گسترش یافته بود دستور گرفتند با استفاده از امکانات و تجهیزات و سازمان رزمی خود سریعاً اقدام به طرح ریزی و اجرای آفند به :
ارتفاعات حساس (آنتن ،کدو ، و تپه سرخه )و ارتفاعات 249، 241، 289، 306، 285، 267، 294، 286، 325، 295، 265، 252 و 277 در شمال شرقي نفت شهر وپل هاي ارتباطي منطقة رودخانه مهم كنگاگوش را بنمایند.
منطقه عملیاتی غرب به علت کوهستانی بودن شب های بسیار سردی با توجه به آن موقع از سال که اول زمستان بود دارد، و میزان بارندگی در آن فصل بیشتر بصورت باران است ، مه و ابری بودن در ساعات اولیه روز امری طبیعی بود .
در برآورد اطلاعاتی وظیفه داشتیم که شرایط جوی و اثرات آن بر روی کارآرائی نیروهای عمل کننده به صورت تخصصی بررسی و تجزیه و تحلیل نمائیم ، تا فرماندهان را برکنترل و هدایت بهتر و جلو گیری ازبین رفتن تجهیزات و همچنین استفاده بهتر از تجهیزات موجود یاری برسانیم .
زیرا در نظر نگرفتن یکی از دهها پارامترهای موجود در عملیات می تواند علارغم برتری نیرو و تجهیزات یگان ها را با شکست حتمی مواجه سازد و یا با حوادث پیش بینی نشده مواجه سازد و حرکات را کند یا زمین گیر سازد.
بنابرین هرروز وضعیت جوی اعم از آب و هوا ، دما ، فشار هوا ، سمت باد ، مه آلودگی یا صاف بودن آسمان ازطریق یگان هواشناسی دریافت و در ماموریت های مختلف با شرایط موجود برنامه ریزی می کردیم.
همانگونه که ذکر شد دشمن بعثی از دیر زمان از این مناطق به داشتن عارضه های حساس عقب نشینی قابل توجهی نکرده بود و در اثر حملات ایرانیان تنها به عقب نشینی های لاک پشتی بسنده کرده و در ارتفاعات سرکوب مستقر شده و دید و تیر بسیار زیادی بر مناطق نیروهای ایرانی داشت بطوریکه تحت هیچ شرایطی فعل و انفعالات ما از دید دیدبانان و نیروهای پیاده دشمن دور نمی ماند و با انواع سلاحهای موجود خود عرصه را از دیر باز برای ما تنگ کرده بود . با این شرایط انجام عملیات تحت هر عنوانی در این منطقه ضرورت خاصی داشت.
برابرروش کاری ستاد های فرماندهی یگانهای ارتش در صورت ورود به هر نقطه ملزم به شناسایی رزمی ، جو ، زمین ودشمن و طرح ریزی انواع دستورالعمل های عملیاتی را دارد .
لذا از قبل توسط نیروهای حاضر در منطقه عملیاتی کربلای 6 آمادگی طرح یک عملیات وجود داشت . که با دستورالعمل سری صادره بر روند کار سرعت ویژه می بخشید. گروه های گشتی شناسایی ؛گروه های تخریب ،یگان های مهندسی رزمی و سایر یگان های مرتبط به عملیات بدون فوت وقت سرگرم کارهای خودشدند
در این میان لشگر عملیاتی 58تکاور ذوالفقار در راستای ماموریت محوله خود مبنی بر شکستن خط های مستحکم و نفوذ ناپذیر برابر دستور واصله از منطقه جزایر مجنون جهت یک آفند به منطقه عمومی نفت شهر اعزام شد.
سرعت جابجایی عده ها که ارتباط باسازمان رزم این نوع یگان ها دارد. فوق العاده سریع بود . بطوریکه یگانهای سبک تکاوری قادر خواهند بود ،در عرض 48 ساعت تمام ادوات سبک و نفرات خود را در هرمنطقه از خاک ایران اسلامی مستقر سازند در حالیکه یگانهای سنگین که مجهز به سلاح های اجتماعی فوق سنگین مانند توپ و تانک هستند مدت جابجایی گاه به 2 ماه نیز کشیده می شود .
ماموریت یگان های تکاور مختص به یک ناحیه از کشور نبوده ، و برابر آموزش های تکاوری، کوهستانی ، هوا دریا ، کویر قادر هستند در هر نقطه از خاک کشورمان حضور یافته و خودرا با شرایط و اقلیم آن منطقه تطبیق و ماموریت خودرا ادامه دهند. به هر حال نیاز عملیاتی می طلبید یگان های ما نیز در آفند آتی جهت تصرف ارتفاعات حساس منطقه نفت شهر دست بکار شود.
ستاد فرماندهی یگان ها متشکل از عناصر اطلاعاتی و عملیاتی به عنوان بیشرو قبل از گسیل شدن نیروها بوسیله هلی کوپتر ها وارد دره معروف دشت دیره مجاور شهر گیلانغرب منتهی به سربل ذهاب مستقر شدیم و از همان روز با هماهنگی نیروهای مستقر در خط پدافندی اقدام به نقشه برداری از مناطق و معابر وصولی و نفوذی و محل استقرار نیروهای تک ور و هماهنگی با یگان های پشتیبانی در خط مقدم شدیم و بعد از یک هفته یگان ها جابجایی را شروع کردند.
منطقه گیلانغرب به علت شکل فیزیکی و قومی خود از مناطق آلوده ی هستند که تردد عناصر ستون بنجم و عوامل اطلاعاتی عراقی ها بسیار فعال بودند بطوریکه حرکت یک عراده توپ را نیز دشمن می فهمید و برابر با نوع آرایش و تجهیزات ایرانی ها عکس العمل نشان می داد.
با این اوصاف حدکت عده ها شروع شده بود و علا رغم رعایت کلیه اعمال حفاظتی و امنیتی باز از دید عناصر خود فروخته ستون پنج مخفی نمی ماند. و این یک مشکل حاد برای واحد های اطلاعاتی ما گردید،
بااستفاده از گزارشات نوبه اطلاعاتی و عملیاتی و بست های شنود و عوامل نفوذی خودمان در منطقه دشمن خبر از این می داد عراقی ها متوجه تحرکات ایرانی ها هستند و با دقت کامل این روند را دنبال می نمایند.
گسترش نیروهای دشمن در روی ارتفاعات مهم و استراتژیک بسیار اصولی و دارای قواعد خاصی بود که نشان از آمادگی دشمن داشت شکل فیزیکی هدف ها مانند عارضه های جدا از هم ودر فواصل معین ودر یک امتداد و دارای دید وتیر وسیع بر مناطق بسیار زیادی می شد که در صورت از دست دادن هدف ها شهرک نفت خانه ، نفت شهر ، و مناطق داخل مرز عراق کیلومتر ها به خطر انداخته می شد ونیز موجب می شد مناطق زیادی از میهن ما ازتیر رس عراقی ها خارج می گردید .
اهمیت کار بسیار زیاد بود دشمنی که سالیان دراز این نقاط را دردست داشت و سیطره خود را بر حوالی نگه داشته بود.
اینک زمان رسیده بود که باشکست خود به داخل مرزهای خودشان رانده شوند و دور جدیدی در جبهه غرب رقم بخورد
اصول رزم به نیروهای در گیر می گوید نباید دیده شد ودر عین حال باید دشمن را دید، رده های میانی فرماندهی و مسئولین طراحی و اجرای دستوالعمل های عملیاتی سعی فراوان داشتند کلیه موارد امنیتی رعایت شود و به این موضوع که وظیفه هر نظامی بود بها می دادند.
غافل ازاین که رده های بالای فرماندهی این بار زیاد حساسیت به این موضوع نداشتند و مانند جابجایی های قبلی نظارت و دقت کافی بعمل نمی آوردند ، این موضوع که بعدها روشن شد یکی از تاکتیک های قرارگاه عملیاتی کربلا در جنوب بود .
به این صورت که دشمن از حمله مسلم و بزرگ ایرانی ها در منطقه شلمچه آگاهی کامل داشتند ، اقدام به تحکیم مواضع خود شده بود و یگان های زبده ازجمله گارد ریاست جمهوری را نیز به بای کار آورده بود و لحظه شماری می کرد که عملیات بزرگ ایرانی ها را با استفاده از سیستم های مدرن و نفوذ نا بذیر و تجهیزات و نیروهای زبده و تازه نفس خود شکست دهد .
با این اوصاف چندین هزار نفر از نیروهای خود را برای مقابله با حمله ایرانی ها از مناطق غرب و شمال غرب به این نقطه سوق داده بود، و در صورت بروز این واقعه کفه ترازوی جنگ به سود دشمن رقم می خورد و ایران متحمل ضربه سنگین بعد از سالها از سوی عراقی ها می شد.
با درایت فرماندهان بود که بدنبال کشف عملیات ایران و بارندگی بسیار در منطقه جنوب که منجر به زمین گیر شدن نیروها می شد.
از آنجایی که روند عملیات خوب اجرا نشده بود فرماندهان را کلافه نموده بود نیروهای بسیاز زیادی ازداوطلبان بسیجی بای کار آمده بودند و هماهنگی و مقدمات یک یورش عظیم با توجه به تحریم نظامی و اقتصادی ایران تکیه بر توان خودی صورت گرفته بود.همه سردر گم بودند چگونه از این گرداب نظامی بیرون آورند و استفاده بهینه و اساسی از نیروهای آماده رزم خودی بعمل آورده شود.
نهایتاً تصیم مشاوران ارشد نظامی بر این شد که ایران یک تک آفندی در منطقه دیگر را آغاز کند و با این کار دشمن نیروهای خود را از جنوب کاهش داده و سازمان رزم دشمن را برهم زنند و دشمن را در نقطه دیگر مشغول کنند تا فرصت مناسب جهت عملیات کربلای 5 فراهم آید.
براین اساس بدون اطلاع یگان های رزمی صلاح را بر این می دیدند دشمن را متوجه جابجایی و آغاز عملیات در منطقه نفت شهر بنماید .تاآرایش و سازمان دفاعی خود را در منطقه جنوب تغیر یا کاهش دهد.
این فریب نظامی کار ساز هم شد دشمن به خیال منصرف شدن ایران از حمله در جنوب و لو رفتن عملیات ، اقدام به افزایش نیرو و تجهیزات خود با کاستن از جبهه جنوب به غرب شد.
در این بین نیروهای تحت امر جنوب نیز بی کار ننشسته با استفاده از مواضع فرضی و آموزش های رزمی مکمل و ویژه خود را برای حمله کربلای 6 آماده می کردند.
نیروهای تحت امر قرارگاه عملیاتی غرب هم دستور داشتند دشمن را هرچند برای متوجه داشتنن به جبهه غرب درگیر کنند، و در صورت امکان ارتفاعات حساس مشرف به منطقه را از دست دشمن باز پس گیرند ، ارتفاعاتی که از اوایل حمله دشمن در دست عراقی ها بود.
با این توصیف ضمن حساسیت منطقه و وجود چاه های بیشمار نفتی و شکل فیزیکی منطقه نفت شهر در جبهه غرب ،حمله نیروهای ما و آغاز در گیری لشگر ما با دشمن بسیار مهم و حیاتی بود و عملیات چندین لشگری مارا در منطقه جنوب بیمه می کرد.
دشمن با استفاده تيپ 80 پياده مکانیزه- تيپ كماندويي از لشكر 16، تيپ 2 تکاور كوهستاني و تيپ هاي 45 ، 703، 94، 426، 506 خود و با پشتیبانی توپخانه و گردان های تانک مسئولیت پدافند از :
ارتفاعات 249 مهم وحساس ، 241، 289، 306، 285، 267، 294، 286، 325، 295، 265، 252 و 277 در شمال شرقي نفت شهر را دردست داشت ودر صورت فشار ایرانی ها سایر نیروهای احتیاط عراق درکمترین زمان ازپشت هدف های مذکور که جاده بسیار خوبی احداث کرده بودند ، خودرا به نیروهای درگیر می رساندند.
در کل واحد های دشمن یگان های کار آزموده و کار کشته ی بودند و از آنجائی که مدت سربازی عراقی ها از 2 سال به 6 سال هم در آن زمان رسیده بود و عراق بعلت نیاز به نیرو از ترخیص آنان ممانعت کرده بود خود به خود نیروهای عراقی تجارب کافی را اندوخته بودند و از نظر توجیه منطقه و قدرت بدنی افرادی زبده به حساب می آمدند، و از نظر پشتیبانی آتش دارای توپخانه قوی و یگان های مکانیزه بوده که سرعت تحرک آنها را افزایش داده بود.
با این اوصاف برای نیروهای ایرانی قابل قبول نبود که دشمن هنوز خاک کشورمان را در اشغال خود داشته باشد ، می بایست تحرکات رزمی دشمن را مجبور به عقب نشینی نماید و وضعیت جبهه ها را تغیر دهند .
سلاحهای بکاررفته در این ارتفاعات نیز عمدتاّ تیربارهای سنگین و ضدهوایی های دو لول و تک لول و انواع موشک های دوش پرتاب بود که بر حجم آتش دشمن می افزود ودشمن با استفاده از دوربین های تلسکوپی و دوربرد هرگونه تحرک نیروهای ایرانی در خط مفدم وعقبه خط زیر نظر داشت.
مهمترین نکته برتری دشمن که تپه مهم و هدف اول شکل خاصی داشتند بدینگونه که از سمت شیب که مقابل خط ما می شد تپه ها به صورت صخره ی و دیوار مانند بلندی بود که دشمن کوچکترین جنبنده ی را در زیر پای خود می دید ومی توانست بخوبی پدافند نماید ، و مابین این تپه ها بوسیله میادین مین و بکار گیری تیربارهای دوشیکا و انواع سلاحهای دوش پرتاب مانند تفنگ 82 م م –آرپی جی 11 ،موشک های مالیوتکا ،دراگون و غیره پدافند و حراست می شد.
بااین توضیحات مشکل پیشروی نیروهای ما تنها در مسیر مابین خط پدافندی بسوی دشمن نبود مهمتراین بود که در زیر پای هدف چگونه نیروهای عمل کننده خودرا به بالای تپه ها که مانند دژ مستحکمی بود برسانند.
و اینکه تدارک مهمات و تخلیه مجروحین و شهداء دوراز ذهن بود ، بعد از پاکسازی اقدام به پدافند پاتک دشمن کنند. و چگونه نیروها حجم بسیار و سنگین ادوات و تجهیزات و مهمات زیر باران آتش و گلوله را از میان میادین آلوده به مین و سیم خاردار به پای کار ببرند تا مورد استفاده نیروها قرارگیرد .
مراحل بسیار سختی بود این مناطق ویژگی خاص مناطق کوهستانی را دارد که علارغم وجود شیارها و بریدگی ها و غیره جابجایی تجهیزات سنگین جنگی و تدارکات مهمات و آذوقه بسیار سخت و گاهی امکان پذیر نمی باشد ،وباید از دواب وتنها از نیروهای پیاده استفاده کرد .
به هرحال می بایست اهداف تصرف می شد و ما با تکیه برتوان و تجهیزات موجود ماموریت داشتیم این گره را از پای نیروهای حاضر در میدان رزم بگشائیم تا زمینه حملات گسترده دیگر در زمین های باز پشت اهداف مورد اشاره تسهیل گردد.
خط مقدم در دست لشگر84خرم آباد با 2 تیپ پیاده و یگانهای زرهی در خط مقدم ، در جناح راست تیپ مسلم ابن عقیل سپاه و در جناح چپ لشگر نیز تیپ 40 سراب از ارتفاعات سلمان کشته و 402 معروف پدافند می کرد.
لشگر 88 زاهدان با استفاده ازیگان های احتیاط و غیر در گیر خود با پشتیبانی مستقیم سایر یگانهای موجود در عقبه منطقه اعم از توپخانه ،آتشبارهای کاتیوشا، تانک اقدام به تک علیه مواضع دشمن در منطقه را نمود
نیروهای تیپ 1و2 ل 88 زاهدان با استفاده از حجم آتش تانک های ل 16 قزوین و توپخانه لشکری81 کرمانشاه عملیات آفندی را به سوی دشمن آغاز کردند.
من به اتفاق افسران عملیات و اطلاعات خودمان در سنگر اتاق جنگ لشگر88زاهدان در کنار فرماندهان عمل کننده بنا به دستور ومسئولیتی که داشتیم جمع شده بودیم تا روند عملیات را بررسی کنیم ،چون در صورت عدم موفقیت لشگر 88 زاهدان می بایست تیپ ما وارد کار می شد لذا نتیجه کار برای همه ما مهم بود و نیاز بود به زوایای کار و منطقه اشرافیت کامل داشته باشیم ، براین اساس کوچکترین فعل و انفعلات اتاق جنگ ثبت وکارشناسی می شد.
ساعتی بعد رمز عملیات توسط فرمانده عملیات صادر شد و نیروها که از قبل آماده شده بودند جهت انهدام مواضع دشمن از لبه جلویی منطقه نبرد عبور و به امتداد دشمن حرکت کردند .
در ساعات اولیه روند کار خوب بود و نیروها در سکوت رادیوئی مطلق پیشروی می کردند. نیروهای گردان شجاع خط شکن لشگر88 زاهدان خود را از داخل موانع مین و سیم خاردار که قبلاً توسط تیم های تخریب و شناسایی یگان هایش گشوده شده بود عبور داده به نزدیکی سنگر های استراق سمع عراق رسانیده بود .
نهایتاّ در ادامه حرکت بسوی دشمن پست استراق سمع دشمن متوجه حمله ایرانی ها شده بود ،که درگیری آغاز شد.
بعد از کشف عملیات توسط نیروهای دشمن ،بیسم ها آغاز بکار کردند ، صدای فرماندهان رده های مختلف بگوش می رسید و از آن سو نیز پست شنود مخابرات جنگ الکترونیک لشگر مکالمات عراقی ها را شنود وتوسط مترجم به جمع حاضر بازگو می کردند ،
دشمن متوجه عملیات شد، توپ های منور، رگبارتیربارهای دشمن ، شلیک موشک های ضد تانک و ضد نفر آغاز شده بود، و ایران نیز در بشتیبانی آتش از نیروهای در گیر اقدام به آتش تهیه بر روی مواضع و سنگرهاو استحکامات و نفرات دشمن نمود، باران گلوله و ترکش برسر دشمن باریدن گرفته بود .
لحظات حساسی بود شبانگاه غرش صدای مهیب شلیک بی امان توپ ها و تانک های مستقر در مواضع خودی شروع شد ، آسمان منطقه غرق در دود و خاک بود ، و نشان از کشف حمله شده بود و نتیجه را باید در عمل کرد نیروهای تک ور می دیدیم، اوضاع واحوال بیانگر اخبار خوبی نبودند و بخصوص که در نیمه های شب نیروهای مقدم اعلام کردند دشمن از نیروهای احتیاط خود بهره جست وبدنبال آن گزارش تائید خبر حرکت کامیون های نظامی عراقی و خودروهای شنی دار در پشت ارتفاعات بدست مان رسید، که حاکی از فشار بر رزمندگان خودی داشت.
من به اتفاق چند نفر دیگر که مسئولیت های ستادی داشتند فوراّ خودمان را به دیدگاه فرماندهی رساندیم تا با دوربین های تلسکوپی روند کار را ببینیم .
بیشتر کارکنان نیروهای عمل کننده ناراحت و کلافه بودند تعداد مجروحین بسیار زیاد شده بود و موجب ضعف روحیه نیروها می شد صدای آژیر آمبولانس ها لحظه ی قطع نمی شد ، توپخانه عراق دیوانه وار همه منطقه را زیر آتش گرفته بود .
نیروهای پای کار توسط بی سیم مهمات و نیروی کمکی در خواست می شد ، لحظه ی صدای بی سیم ها خاموش نمی شد ، گزارشات موفقعیت آمیز کمتر بود ، وبعلت برخورد بعضی از یگان ها با موانع طبیعی سخت ، عملکرد خوب سایر یگان ها نیز مهم به نظر نمی رسید.
گردان های احتیاط تیپ های درگیر جهت کمک به نیروهای درگیر و فشار بر عراقی ها وارد کارزار شده بودند، و جنگی تمام عیار که نشان آن حجم انبوه آتش تهیه طرفین بود آغاز شده بود ، وقت تنگ شده بود و اگر نیروهای ما خود را به بالای ارتفاعات نمی رساندند با روشن شدن هوا و دید و تیر عراقی ها در صحنه کارزار بسیارزیاد و خطرناک می شد و تلفات نیز زیاد می شد و عملاّکارآرائی یگان های تک کننده ما تقلیل می یافت .
در این بین یک گروهان خود را به بالای تپه سرخه (هدف) ب – رساندند، و جنگ تن به تن در کانال های عراقی ها آغاز شده بود ، در گیری سختی بوجود آمده بود، با این حال جای امیدواری بود که چند هدف مهم بدست ایران بیافتد .
خستگی مضاعف ، کمبود مهمات در صحنه کارزار و عده کم نسبت به تعداد تقویت شده عراقی ها واینکه تازه نفس بوده و از تحرک کمتری نسبت به نیروهای حمله کننده داشتند ، در آخرین ساعات نیمه شب بی سیم دسته نفوذ کننده خبرهای دردناک گزارش داد که سربازان ما مجروح و شهید شدند و ادامه نبرد امکان پذیر نخواهد شد ، لذامنتظر دستور بعدی بودند ،
علارغم انهدام و کوبیدن مواضع عراقی ها توسط آتشبارهای سنگین نیروهای پیاده به اهداف مهمی دست نیافته ، و در همان اطراف زمین گیر شده بودند ، زیرا خط مستحکم دشمن بخوبی شکافته نشده و نفوذ آنچنانی که بتواند شالوده دفاعی عراقی ها را از هم بپاشاند دیده نمی شد.
عراقی با کسب برتری که در بالای ارتفاعات با داشتن دید و تیر و آتش توپخانه قوی توانسته بود مواضع خودرا حفظ کند
تعداد مجروحین ایرانی رفته رفته بیشتر می شد و علیرغم تلاش یگان ها موفقیت اثر گذار شنیده نمی شد نیروهای درگیر تنها توانسته بودند در قسمتهای کوچک جای پا باز کنند که آن هم از نظر نظامی نسبت به سایر هدف ها قابل توجه نبود.
کم کم هوا روشن می شد و در صورت عدم موفقیت با آغاز روشنائی نیروهای ایرانی تلفات زیادی متحمل می شد
لذا با تدبیر افسران عملیات با فرماندهی لشگر خود مشورت کرده و راه کگارهای موجود را بررسی کرده و به اتفاق تصمیم بر این شد که عقب نشینی انجام گیرد و با فرصت باقی مانده تا سحر مجروحین و تجهزات و یگان ها به عقب برگردانده شده و در خط مقدم خود آمادگی پاتک احتمالی دشمن را داشته باشند.
با این تدابیر به یگان هایی که وارد مواضع دشمن شده بودند ابلاغ گردید با اجرای آتش و حرکت تاخیری خود را به یگان اولیه ملحق سازند و به آتشبارهای خودی دستور داده شد بعد از عقب نشینی عده ها مواضع دشمن و حد فاصل خطوط مقدم ما و دشمن تا دقایقی کوبیده شود تا دشمن مجال عکس العمل نداشته باشند. بی سیم ستاد فرماندهی خبر عقب نشینی را صادر کرد ، و بلافاصله عقب نشینی نیروها از موانع و مواضع دشمن آغاز شد.
تدبیر درست همین بود که از تلفات بیشتر نیروها کاسته گردد تا برای عملیات مجدد سازماندهی و طرح ریزی مناسب تری اتخاذ گردد. اصول رزم ایجاب می کرد که عقب روی نیروها صورت گیرد فرمانده لشگر شخصاّ در پشت بی سیم فرماندهی قرار گرفت و ضمن دادن روحیه وتمجید از نیروهای درگیر خواستار شد فوراّ مجروحین و شهدا را به عقب منتقل کرده و ضمن عقب نشینی گام به گام فرصت تعقیب و پیشروی دشمن را بگیرند.
فشار کاری فرماندهان ایرانی بسیار زیادشده بود، بعلت بعد مسافت و وجود کوره راه های فراوان ،تدارکات کافی وخوب نبود ، تعداد مجروحین زیاد بود و پای هدف مانده بودند ،گزارشات حاکی ازاین بود عراقی ها با ضدهوایی نفرات را هدف قرار می دهند و حجم آتش دشمن بی سابقه می باشد و تعداد زیادی از نیروها بوسیله نارنجک های دستی که از روی ارتفاعات به پای رزمندگان پرتاب می کردند مجروح شدند .
بوسیله بیسیم روند اجرای عملیات را دنبال می کردیم در آغاز نیروها ی خودی با تکیه بر اصل غافلگیری توانسته بودند خود را به چند ده متری دشمن برسانند، و تقریباً دشمن را غافلگیر نمایند اما بعد از گذشت پاسی از شب مکالمات بی سیم نیروهای در گیر خبرهای مایوس کنند ه بدنبال داشت .
دشمن با استفاده از موضع مستحکم وعارضه حساس و بلند که بر حرکات هر جنبنده ی اشراف کامل داشت با استفاده از تیربارهای سنگین تقریباً نیروهای مارا زمین گیر کرده بود و آن عده هم که توانسته بودند ازسمتی وارد کانال های دشمن شوند در جنگ تن به تن شهید شده بودند ، هر لحظه بر فشار دشمن افزوده می شد ، و دشمن با استفاده از نیروهای احتیاط خود جان دوباره به نیروهای در گیر خود داده بود ، با این اوصاف صدمات دشمن اندک بود ولی عده مجروح های ایرانی بسیار زیاد می شد ، و نیز اینکه نیروهای احتیاط خودی نیز به موقع نتوانستند ماحق شوند و حجم آتش موجب براکنده گی عده ها شده بود ، لحظات سختی بود ، ما وضعیت نیروهارا با توجه به شرایط سخت منطقه درک می کردیم ولی قابل قبول نبود که دشمن برتری خود را حفظ نماید ، این موضوع موجب ضعف روحیه نیروها و کسب برتری سیاسی دشمن می شد .
فشار فرماندهان ایرانی نیز زیاد شده بود و توقع داشتند صحنه عملیات هرچند کوچک به سود ما رقم بخورد و آرایش دفاعی دشمن را برهم زده شود.
لیکن این امکان بوجود نیامد ، تعداد مجروحین بسیار زیاد شده بود ، ساعت 4 صبح فرماندهی عملیات لشگر84خرم آباد دستور عقب نشینی از مواضع دشمن را صادر رکرد.
نیروهای در گیر علارغم بدست نیاوردن نتیجه مورد نظر ، توانسته بودند دشمن را درگیر یک تک تمام عیار نمایند نمایند و تقریباً نگاه های فرماندهان عراق را به قسمت معطوف سازند. و این خود در تاکتیک نظامی شکست محسوب نمی شود چون باسخ اصلی را دشمن در جای دیگر وبا تلفات سنگین و هولناک خواهد دید.
اما نیروهای حاضر در خط پدافندی اینگونه تصور نداشتند و احساس می کردند غیرت شان جریحه دار شده بود وفکر می کردند درانجام وظیفه خود قصور داشتند و نتیجه خوبی در منطقه بجا نخواهد گذاشت ، و غرورشان جریحه دار شده بود.
لشگر 88زاهدان با عملیات شجاعانه خود که با کمبود نفرات نیز مواجه بود ونتیجه چندانی از نظر جابه جا شدن خطوط پدافندی هر دوطرف در بر نداشت لیکن توانست روح تهاجمی رزمندگان را صغیل داده و نیروهای که ماموریت داشتند کار نیمه تمام را به پایان برسانند ، به مقدورات و نکات ضعف و قوت دشمن و عملکرد نیروهای ایرانی توجه خاصی نمایند و زمینه پیروزی عملیات بعدی را فراهم سازند، و مهمتر اینکه دشمن بعثی را متوجه تحرکات منطقه در غرب کشور ساخته ، وموجب کاسته شدن از استعداد نیروهای آماده در جنوب و گسیل داشتن یگان هایش برای مقابله و دفع عملیات کربلا ، زمینه آغاز عملیات بزرگ کربلای 5 در شلمچه فراهم شد.
بگونه ی که ازتوانائی و برتری و آمادگی عراقی ها بسیار کاسته گردید واین موضوع موجب کاستن از تلفات انسانی و ادوات بحد زیادی شد و سرانجام پیروزی های بزرگ کربلای 5 برای ایران اسلامی تحقق یافت.
عملکرد نیروهایی که عملیات گذشته را به انجام رساندند کارواحد های شناسائی رزمی نیروهای تحت امر مارا و نیز بطورکامل به مقدورات و ضعف دشمن و نیروهای خودمان واقف شدیم ودرطرح های عملیاتی خود و دستورالعمل ها و نحوه تدارکات و پشتیبانی آتش و غیره کمک فراوانی نمود.
بعدازعدم موفقعیت نسبی نیروهای تحت امر لشگر88 زاهدان ، برای فرماندهی قرارگاه غرب این واقعیت مشخص شد که نمی توان باتنها با تکیه بر نیروی پیاده به ارتفاعات بلند و دیوار مانند را تسخیر کرد ،و نیز اینکه تعداد ارتفاعات بسیار زیاد بود و تصرف هرکدام نیاز به استعداد نفرات و تجهیزات فراوانی بود ، و نظر به اینکه دفاع سرسختانه از عراقی ها دیده می شد ، آنها با برتری دید و تیر و موانع بسیار خطرناک از موقعیت خوبی برخوردار بودند.
افسران و فرماندهان می دانستند که تنها راه نفوذ به مواضع دشمن اصل غافلگیری در تاریکی مطلق می باشد ، کارآرائی دشمن در طول جنگ هنگام تاریکی شب بسیار پائین بود ، و از عملیات شبانه می ترسیدند ، سیستم آرایش و عملیات عراقی ها در جنگ های کلاسیک روزانه با پشتیبانی حجم آتش های مراقبتی و حفاظتی صورت می گرفت.
در حالیکه رزمندگان ایرانی به علت تحریم های نظامی و کمبود ادوات نظامی و برای صرفه جوئی در قوا و کاستن از تلفات پرسنلی و تجهیزات عملیات های شبانه را طرح ریزی و اجرا می کردند و با گنجانیدن رزم های شبانه در مدار آموزش های رزمی آشنائی کامل به جنگ های شبانه داشتند و تمامی عملیات های بزرگ و کوچک در تاریکی مطلق صورت گرفته و نتایج درخشانی بهمراه داشت.
بنابرین ستاد فرماندهی قرارگاه غرب با توجه به شرایط رزمی و فضای سیاسی حاکم بر جبهه ها به هر نحو ممکن عملیات تعرضی به مواضع دشمن در این منطقه صورت گیرد و دشمن مجدداً فرصت کافی برای استحکام مواضع خودرا نداشته باشد، و ضربه شستی به دشمن داده شود، در غیر اینصورت این دشمن خواهد بودکه با استفاده از روحیه کمی که بدست آورده بودند و اطمینان از پراکندگی واحد های رزمی ایران ، بخواهد به سوی مواضع تحت امر قرارگاه غرب پیشروی کند.
براین اساس برابر پیش بینی قبل به لشگر 58 تکاور ذوالفقار دستور داده شد که در مرحله نخست اقدام به تحویل گرفتن قسمتی کوچک از خط پدافندی نموده و با استفاده از نیروهای تازه نفس و زبده لشگر ضمن سد نفوذ احتمالی دشمن افسار گسیخته ،و جای پای خودرا در خط مقدم باز کرده و عملیات های شناسائی را دنبال نموده و سایر یگان های غیر درگیر با اجرای آموزش های مبتنی برعمل در منطقه و بررسی معایب و محاسن عملیات انجام شده قبلی خودرا برای عملیات قریب الوقوع ادامه کربلای 6 در تاریخ 23/10/65 آماده حمله نماید.
براساس دستور تعویض یگان ها و دستور پدافندی به لشگر تکاور ،طی صورتجلسه قسمتی از منطقه پدافند سرزمینی لشگر 84 خرم آباد به تیپ یکم لشگر58 تکاور ذوالفقار واگذار شد، تا ضمن نگهداری و تحکیم مواضع با شناسائی های بعدی خودرا برای آفند اصلی آماده سازد.
تحویل و تحول مناطق و توجیه فرماندهان رده های مختلف رزمی انجام شد و به ترتیب برابر زمانبندی نیروها تعویض شدند تا چند گردان از لشگر 84 برای سازماندهی و تجدید روحیه و قوا به عقب کشیده شود.
پس از تحویل گرفتن کامل خط مقدم ، یگان های پشتیبانی آتش های تیر منحنی دستور یافتند ،لشگر 58 را مورد پشتیبانی آتشهای حفاظتی و عملیاتی خاصی بنمایند و بنوعی تحت فرمان آتش لشگر تکاور در آمدند.
یگان های تکاوری در کمترین فرصت با انجام شناسائی های لازم با واحد های لشگر 84 تعویض شده و مشغول پدافند رزمی از استحکامات و مواضع خودشان شدند.
دشمن بعثی به خیال اینکه یگان های خط مقدم ایران بدنبال عقب نشینی سازمان رزم خودرا ازدست دادند چندین بار برای روحیه دادن به عراقی ها و جابه جا کردن خط ها اقدام به پیشروی کردند که هر بار با پاسخ بموقع تکاوران جسور و شجاع که تجارب عملیات های بسیار سخت و دشمن شکن را در کوله بار تجارب خود داشتند ، و با آتش های احتیاط ما مجبور به عقب نشینی و تلفات شدند، و اجساد و تجهیزات بجا مانده از عراقی ها در خط های پدافندی دو طرف خوراک درندگان و پرندگان شدند .
چند روزی بود که از مرحله اول عملیات کربلای 6 می گذشت که از یگان های خط مقدم گزارش می رسید که عراقی ها را درفاصله 50 متری خود مشاهده می کنند وهنگام تیراندازی رزمندگان بدون درگیری فرار می کنند و این عمل چند بار تکرار شده بود.
از آنجائیکه عملیات تمام شده بود و وظیفه اصلی رزمندگان حراست از خط پدافندی و جلو گیری از نفوذ دشمن بود گروه های گشتی شناسائی و یا رزمی به جلو اعزام نمی شد، من و افسر عملیات با دیدن گزارشات روزانه یگانهای در خط ، تصمیم گرفتیم از آن شب 2 گروه زبده شناسائی برای کاوش منطقه فی مابین به جلو اعزام کنیم که خود من نیز داوطلب شدم ضمن هدایت گشتی ها برنامه های آتی دسته های شناسائی را همراه با ماموریت هائی که مورد تاکید ستاد بودند طرح ریزی و آماده کنم.
سریعاً به فرمانده دسته شناسائی ابلاغ کردم با 20 نفر تکاور جسور آماده باشند تا ساعت 1 نیمه شب به جلو اعزام شویم ، هماهنگی لازم با خط مقدم و یگان های همجوار انجام شد با خودروهای تویوتا خودرا به سنگر های پدافندی خودمان رساندیم ، من از عملکرد این دسته بسیار راضی بودم و می دانستم آمادگی لازم برای هرکاری را دارند و در حقیقت دسته های شناسائی رزمی بازوی ستاد مابودند و این مجموعه زیر امر مستقیم خودم بود و نظارت و هدایت و تجهیز آنان توسط رکن دوم ( اطلاعات) صورت می گرفت.
گشتی شناسائی : گشتی شناسائی به نقطه یا منطقه بخصوصی اعزام گشته و گزارشات بدست آمده را که در اثر دیده بانی و مشاهده بدست آورده است در اختیار یگان اعزام کننده قرار می دهد . این نوع گشتی از درگیری با دشمن تا آنجائی که امکان دارد خودداری نموده و فقط به منظور اتمام و انجتم ماموریت احیاناً نبرد می نماید .
گشتی رزمی : کاملاً مجهز به سلاح و تجهیزات بوده و برای کشتن ، دستگیر کردن ، و تخریب تجهیزات و مواضع و تاسیسات دشمن اعزام می گردد.
بعد ازبررسی موارد و گفتگو با فرماندهان و تکاوران در مورد محل مشکوک درمحلی تکاوران گشتی را با اوضاع فعلی منطقه آشنا کردم و ماموریت خودمان را نیز بازگو کردم و ابلاغ کردم که ماموریت اول ما تجسس در جلو خط پدافندی برای غافلگیر نشدن از سوی عراقی ها ودیگر اینکه ازنیات دشمن آگاهی پیدا کردن است ، ولی در صورت نیاز و برخورد با گشتی هایی دشمن تکاوران مجاز هستند درگیری را آغاز و عراقی ها را از پای در آورند ، لذا انضباط در حرکت و آمادگی برای هرگونه درگیری را داشته باشند .
بعد از بازدید فرمانده دسته شناسائی از نفرات خود و کسب اطمینان از آمادگی رزمی آنان ساعت 1 نیمه شب از سنگرهای پدافندی خود به سوی دشمن حرکت کردیم .
منطقه بسیار آلوده بود هنوز پاکسازی نشده بود تجهیزات و ادوات و غیره در هر سو دیده می شد ، خطو ط پدافندی هر دو طرف جابه جا شده و هنوز به این موضوع عادت نکرده بودیم و دشمن نیز هرشب با اعزام گشتی های مختلف و ایجاد کمین در معابر و نقاط کور نشان ازاین داشت که هنوز عراقی ها نگران حمله مجدد ما بودند.
هوابسیار سرد بود دیدورها با دوربین های دید شب هرطرف را می پائیدند و آهسته آهسته جلو می رفتیم در اثر گلوله باران های طرفین زمین های منطقه شخم زده شده بود و هنوز بوی باروت و خون به مشام می رسید و در تاریکی شب بوی اجساد مارا آزار می داد، همه می دانستیم دشمن با آمادگی کامل منطقه را زیر نظر دارد. و اعزام گشتی ما کار بسیار خطر ناکی بود ، ولی چاره نبود ما باید از حیله دشمن آگاه می شدیم تا نتواند به مواضع خط مقدم ما نفوذ کنند.
در زمینی که دارای شیار ها ی زیادی در اطراف بود خمیده و با احتیاط در حال شناسائی اطراف خودمان بودیم همه تکاوران تجربه کافی در گشتی رزمی و شناسائی های قبلی داشتند و آنان سربازان جسور و بی باکی بودند که بار ها به داخل سنگرهای عراقی نفوذ کرده بودند ، هیچگونه ترس و واهمه در آنها دیده نمی شد در سکوت مطلق شب و در آن فضای خطرناک کا هر آن امکان هدف واقع شدن ما توسط رگبارهای دشمن متصور بود
تکاوران تیز بین با گام های استوار خود همه جا را از دید خود می گذراندند و با سائیدن نوک انگشتانشان آماده بودند تا قبل از کشته شدن بکشند.
همه در حال پائیدن کوچکترین زوایای اطراف بودیم که با علامت یکی از سربازان دیدور جلو همگی در هرسوئی حالت دفاعی گرفتیم من با فرمانده دسته بصورت سینه خیز خودمان را به جلو کشیدیم و با دوربین دید در شب اطراف را نگاه کردیم دیدیم که تعداد25 یا 30 نفراز عراقی ها که لباس سبز رنگی به تن داشتند در دامنه تپه ماهوری در حال کندن سنگر می باشند که صدای بیل انفرادی آنان مارا متوجه خودشان ساخته بود آنها باسرعت زیاد مشغول کار بودند و چند نفر سرباز عراقی نیز در اطراف آنان نگهبانی می دادند تا به کمین ایرانی نخورند ، زمین های مذکور تپه ماهورهائی بودند که طرفین می توانستند بعنوان خط پدافندی و یا یک خط خیز برای عملیات بعدی استفاده نماید.
تکاوران با آرایش خاص خود هرکس سوئی حالت تدافعی بخود گرفت تا ما کار خودرا انجام دهیم ، تکاوران با قطب نمای خود محل و گرای نقطه مورد بحث را گرفته و خودم نیز حدود 20 دقیقه حرکات عراقی ها را با دوربین مد نظر قرار دادم وآن نقطه را شناسائی کامل کردیم ، ماموریت اصلی ما شناسائی بود نه درگیری لذا برای کسب تکلیف و تجزیه و تحلیل باید مراجعت می کردیم .
دیگر ماندن ما آنجا جایز نبود لذا به عناصر گشتی گفتم بدون سرو صدا همان راهی را که آمدیم باز برمی گردیم ، دیدوران و عقب نگه دار ها تغیر مسیر داده و به سوی نیروهای خودمان مراجعت کردیم ساعت 3نصف شب بود که به خط پدافندی رسیدیم در آنجا به عناصر گشتی ابلاغ کردم هرآنچه که دیده شد نباید جائی بازگو شود چون با همان عده ماموریت بعدی را اجراخواهیم کرد و حفاظت گفتار مارا در اجرای ماموریت خودمان موفق خواهد کرد به فرمانده یگان خط نگه دار که از اول شب منتظر بازگشت ما بودند اتمام گشتی را گفتیم و سریعاً سوار خودروهای خود شده محل را به طرف سنگر های استراحت خود ترک کرده و با چراغ های خاموش چند کیلومتر را پیموده و بعداز خارج شدن از دید دشمن با سرعت به منطقه تجمع رفتیم.
سربازان جهت استراحت به سنگرهای خودشان رفتند و من به اتفاق فرمانده دسته شناسائی به سنگر فرماندهی که منتظر گزارش ما بود رفتم افسر عملیات ، افسر لجستیک و معاون هماهنگ کننده در آنجا بودند .
شرح کاملی از مشاهدات خود را به حضار دادیم ، شواهد و قرائن موجود نشان ازدو چیز مهمی داشت که:
1- دشمن با ایجاد استحکامات و سنگرهای پدافندی قصد داشت از موضع کنونی خود به جلو بیاید.
2- دشمن قصد دارد با استفاده از سنگرهائی که ایجاد کرده عملیات ایذائی خود را پشتیبانی کرده و بعنوان خط پدافندی استفاده کند.
3- همان مقداری که دشمن بتواند خط پدافندی خود را به جلو انتقال دهد به منزله تصرف خاک و پیشروی و موفقیت نظامی و سیاسی محسوب خواهد شد.
با این استدلال ها گزارشی فوری به ستاد لشگر ارسال گردید . واین خطرات برای یگان های ما متصور شد.
1- دشمن در اسرع وقت اقدام به تک ایذائی خواهد کرد.
2- درصورت که دشمن نیروهای خود را به جلو که همان سنگر های مورد اشاره بکشاند فاصله خطوط پدافندی بسیار کوتاه شده و دشمن هرگونه تحرک را از ما گرفته و نیروهای مارا بیش از پیش زیر دید و تیر قرار خواهد داد .
نتیجه تطبیق گزارشات موجود این بود که دشمن با باز نمودن جای پا می خواهد با یک خیز مناسب خط پدافندی مارا در هم بشکند ، زیرا دشمن نمی توانست مدت زیادی از آن مکان پدافند کند چون نسبت به مواضع و ارتفاعات اطراف در موقعیت پستی قرار داشتند و هرگز دشمن نقاط پست و پائین را به نقاط سرکوب و مستحکم ترجیح نمی داد.
ساعتی بعد ستاد فرماندهی رکن دوم لشگر نیز فرضیه مارا باکار تخصصی خودشان تائید کردند که دشمن در اولین فرصت قصد حمله را دارد ، بدنبال کشف هدف دشمن آماده باش کامل برای نیروهای خطوط پدافندی و تکاوران احتیاط که برای حمله تمرین می نمایند صادر شد.
افسران لجستیک موظف شدند مهمات کافی ، تجهیزات و وسایل مهندسی رزمی در خطوط پدافندی یگانها را تقویت نمایند .
دیدبانان اطلاعاتی و دیدبانان توپخانه و خمپاره ها و کاتیوشا به حالت آماده در آمده و کوچکترین حرکات را زیر دید و تیر داشته باشند.
در حیله های جنگی فرماندهان تدابیری می اندیشند تا قبل از عمل دشمن عملی انجام بدهند که نقشه دشمن منتفی گردد.
ما نمی توانستیم منتظر بمانیم تا دشمن با تحکیم و تقویت نیروهای خود ضربه هولناک به نیروهای در خط ما بزند و یا اینکه بتواند به مواضع ما نفوذ کند زیرا خارج کردن دشمن از مواضع تقریباً محال خواهد بود ، بعد از صرف صبحانه افسران ستاد گرد هم آمدیم تا یک راه کار مناسب و مقرون به صرفه را طرح ریزی کنیم بعد از تجزیه و تحلیل های زیاد با رای فرماندهی به این نتیجه رسیدیم که قبل از مستحکم شدن جای پای دشمن ، ما به دشمن بزنیم و نیت دشمن را با نومیدی مواجه سازیم .
ضمن تلگرام به فرماندهی لشگر و هماهنگی با یگانهای همجوار به تکاوران دسته شناسائی ماموریت گشتی رزمی ابلاغ گردید و تاکید شد که این گشتی باید با شدت و سرعت تمام صورت گیرد تا دشمن حساب کار خود را ببرد و هدف ما بکاو بکش عراقی ها و انهدام استحکامات جدید دشمن بود.
اسلحه های مطابق به این ماموریت همراه با مهمات و دیگر تجهیزات در اختیار تکاوران گذاشته شد و ابلغ شد که غذای خود رازود صرف کنند و بیشتر به بازدید وسایل خود بپردازند .
شب هنگام 40 نفر از تکاوران کادر و وظیفه جلو سنگر ما آماده حرکت بودند فرماندهی با نطق کوتاه و مفید خود اهمیت این گشتی را برای یگان و منطقه باز گو کرد ه و تاکید کرد که این ماموریت با حداکثر توان انجام شود و بیشترین تلفات به دشمن وارد گردد.
با خداحافظی همکاران من نیز به همراه دسته رزمی سوار تویوتا ها شدیم و با سرعت به خط پدافندی خودم حرکت کردیم ، در خط پدافندی تمام نیروها در سنگرهای خود در حالت آماده باش قرار گرفته بودند یک گروهان رزمی نیز به عنوان احتیاط در صورت برخورد با هر مشکل در آنجا مستقر شده بودند .
خمپاره اندازها و مینی کاتیوشا این ماموریت کوچک ولی اثر گذار ومهم را پشتیبانی آتش می کردند، ساعت 12 شب و در آن سرمای سوزناک غرب از خط پدافندی خود سرازیر شده وبا آرایش خاص قدم به قدم جلو می رفتیم ، سروصدای از دشمن شنیده نمی شد ، مواظب هر جنبنده ای بودیم تا به کمین احتمالی دشمن نیفتیم احتمال داشت که دشمن کمین زده باشد و یا اینکه هنوز مشغول بکار نشده بودند.
به هر حال ما کار خودر اانجام می دادیم خودم جلو تر حرکت می کردم تا یقین داشته باشم راه را درست پیمودیم با قطب نماهای خود راه چک می کردیم تا از مسیر اصلی منحرف نشویم در تاریکی شب احتمال گم کردن مسیر بسیار زیاد بود چون هوا تاریک و تشخیص شیارها و تپه ها مشکل می شود.
فعالیت گشتی رزمی ادامه داشت همگی آماده درگیری بودیم با دوربین اطراف را نگاه کردم راه را درست می آمدیم به نقطه مذکور که نزدیک شدیم فاصله تکاوران بیشتر شد تا شعاع بیشتری را زیر دید و تیر داشته باشند ، ما می خواستیم دشمن را در محل خود به کمین بیندازیم و تمام عراقی ها را ازبین ببریم تا کسی از آنها نتواند از کمین ما خارج شود و بعد ازاینکه آنها را درکمین خود شکار کردیم با سرعت زیاد از مسیری دیگر که قبلاً هماهنگی کردیم از آنجا دور شده خودرا به خط خودمان برسانیم وهمزمان همان مواضع دشمن توسط خمپاره و مینی کاتیوشاها به سختی کوبیده شود تا اثری از استحکامات دشمن باقی نماند.
از شانس ما هنوز دشمن برای کار به جلو نیامده بود و شاید آنروز نمی خواستند کار کنند لذا ما هرکدام از فرصت بدست آمده در هر سوئی جان پناه گرفته و منتظر شدیم که چه پیش خواهد آمد بی سیم ها خاموش کرده بودیم تا دشمن محل مارا کشف نکند ، دقایق بکندی می گذشت هواسرد بود تکاوران برای اینکه بتوانند فعالیت فیزیکی خوبی داشته باشند لباس های سبک از نوع استتار پوشیده بودند تا با زمین های اطراف تشخیص داده نشوند.
نمی دانستیم دشمن خواهد آمد یا نه بهر حال باید منتظر می ماندیم می ردانستیم رزمندگان و فرماندهان در خط مقدم دلواپس ما بودند ، ولی چاره ی جز منتظر شدن نداشتیم با دوربین که نگاه کردم متوجه شدم دشمن با ایجاد جان پناه های بسیار زیاد و نا هماهنگ که در تاریکی شب و با عجله در اشکال مختلف کنده شدند قصد حمله از این نقطه به خطوط پدافندی مارا داشت نه تحکیم این مواضع .در اطراف الوار و گونی و وسایل سنگر سازی بوفور دیده می شد که در آنجا پخش شده بود.
ساعت 2 نصف شب بود که در تاریکی مطلق شب صدای پای عده ی بگوش رسید تکاوران در جای خود آماده شدند با دوربین های دید درشب نگاه کردیم حدود 60یا 70 نفر سرباز عراقی مسلح احتمالاً یک گروهان پیاده به همراه بیل و کلنگ در دو ستون مجزا به طرف ما درحرکت هستند و تعدادی عراقی نیز با پائیدن منطقه در جهات آنها را هدایت می کنند.
آهسته آهسته صدای پا ها بیشتر و بلندتر می شد ، معلوم بود که تعدادی هم در آن موقع شب خواب آلود بودند دشمن تصور نداشت رزمندگان ایران بعد از عملیات به این زودی اقدام به اعزام گشتی نماید لذا مطمئنه قدم برمی داشتند و مشخص بود که چند روزی است که این کار را ادامه می دهند .
لحظه ها به کندی می گذشت صدائی از ما برنمی آمد در عوض عراقی ها نزدیک تر شدند و هرکدام در کنار قرار گرفت کسی از عراقی ها با صدای بسیار پائین با آنها صحبت می کرد گویا فرمانده آنها بود وآنهارا توجیه می کرد.
نگهبانان عراقی در جاهای خود قرار گرفتند و مشغول پائیدن منطقه شدند دیگر عراقی ها نیز اسلحه های خود را کنار گذاشته با بیل و کلنگ همراه خودشان آهسته آهسته مشغول کندن زمین شدند.
تکاوران ما نیز منتظر دستور یورش بودند ولی ما صبر می کردیم تا کاملاً عراقی ها سرگرم کار باشند در تاریکی شب خود را تا می توانستیم به صورت سینه خیز به جلو می کشیدیم ود رجاهای مناسب قرار می گرفتیم تا کاملاً دشمن در تیررس ما قرار بگیرند .
نفس ها در سینه حبس شده بود می دانستیم تا لحظاتی دیگر ان عده دشمن با آتش گلوله های سربی ما کشته خواهند شد و به نوعی عمر آنها روبه اتمام بود، از این وضع بوجود آمده بسیار راضی بودیم چون دشمن تا آن لحظه انتظار نداشت که نیروهای ما از خط پدافندی به جلو عبور کنند ، عراقی تصور داشتند نیروهای ما بعد از عملیات مرحله اول دیگر تا چند هفته ی نمی تواند سازماندهی مجدد داشته باشد.
هوا بسیار سرد بود آسمان هرآن گاه با شلیک منوری چند لحظه ی روشن می شد و از دور صدای تیراندازی های شبانه متقابل به گوش می رسید می دانستیم نیروهای احتیاط چشم روی هم نگذاشتند و منتظر ند تا با یک پیام به کمک ما بیایند ، اما راه کار در این بود که ما با استعداد که بدون جلب توجه دشمن به آنجا رسیدیم در کمین خود تمامی عراقی ها به درک واصل کنیم و فکر تحکیم هدف های تعجیلی را از سرشان دور کنیم.
با اشاره فرمانده گشتی ضامن های سلاح ها با صدای بسیار کوتاه و ضعیف خود به حالت رگبار در آمدند ، در یک فریاد رسای یا ابوالفضل بارانی از گلوله و رگبار بی امان مسلسل ها دل شب را شکافت و عراقی ها مانند برگ درختان به زمین می ریختند نگهبانان عراقی قبل از همه که بتوانند از خود و نیروهایشان دفاع کنند طعمه شکار تکاوران شدند فریادی از خشم تکاوران و هیاهوی غافل شدن و درد ناشی از اصابت تیر های داغ به عراقی ها به آسمان برخاسته بود بوی دود و خاک فضا را گرفته بود پرتاپ نارنجک ها برتعداد تلفات عراقی ها می افزود
این عملیات ضربتی 5 دقیقه طول نکشید و عراقی کمترین دفاع را کردند و حتی نتوانستند عکس العمل بموقع داشته باشند ، و این یک انتقام از عراقی ها بود که جوانان مارا به خاک خون کشیده بودند و حتی پیکر تعدادی هم در همان اطراف ها جا مانده بودند، سرعت و غافلگیری در عملیات موجب موفقیت ما شد و احتمالاً نفری از کمین ما نتوانست فرار کند شب بسیار تاریکی بود تنها شعله پوش های مسلسل ها فضارا روشن می ساخت انفجار مهیب نارنجک ها و صدای دلخراش عراقی ها حاکی از برتری تکاوران برآن جمع مزدور عراقی بود.
با بی سیم خبر کمینافتادن و قلع و قمع عراقی ها را گزارش دادیم در همان حال از خط پدافندی دشمن تیربارها و موشک ها شروع به شلیک کردند ونشان از این بود که عراقی ها متوجه کمین افتادن نیروهای خودشان شدند ،
از سوئی نیز تکاوران در خط پدافندی ما نیز با اجرای آتش های حفاظتی زمینه را برای باز گشتن ما فراهم ساختند، فوراً به همدیگر اطلاع دادیم که وقت باز گشتن است 5 نفر از سربازان شجاع ما با سرعت بسیار زیاد با چند خیز خود رابه جمع عراقی ها رساندند و با رگبار های کوتاه و متوالی خود مابقی آنها را به هلاکت رساندند تا کسی از آنها نتواند فرار کند، عملکرد ما به قوه الهی بسیار خوب و کارساز شد.
من با بی سیم به فرماندهی اعلام کردم که قصد مراجعت داریم و با سایر رزمندگان از مسیر دیگر که قرار گذاشته بودیم در گروه های 10 نفره عقب نشینی کردیم عراقی ها اقدام به اعزام نیروی کمکی کرده بودند و صدای دویدن ها و زمین خوردن شان به خوبی به گوش می رسید .
ماندن ما آنجا جایز نبود تعدادی از سربازان ما چند قبضه اسلحه عراقی و تجهیزات آنها را به غنیمت گرفتند و بااجرای آتش و حرکت و تامین به عقب بازگشتیم تا آن مکان توسط توپ و خمپاره به نحو احسن کوبیده شود و دیگر اینکه بهترین زمان هم بود نیروهای کمکی عراق به آنجا می رسیدند و طعمه ترکش های سوزان و بران خمپاره ها قرار می گرفتند و مانیز نمی خواستیم عراقی ها را پذیرائی باز بداریم .
سرعت ما بسیار زیاد بود خصوصاً اینکه مجروحی هم نداشتیم به محض رسیدن به خط مقدم خودمان آتش تهیه گردان های حاضر در خط آغاز شد و مدت 1 ساعت تمام منطقه جلو زیر آتش گرفته شد و نیروهای احتیاط ما هم در داخل سنگرهای پدافندی با اسلحه های سبک خود اقدام به تیر اندازی نمودند.
ماندن ما آنجا جایز نبود قبل از اجرای آتش تهیه عراقی ها باخودروهای موجود به سوی پاسگاه فرماندهی در عقبه حرکت کردیم، هنوز 20 دقیقه نشده بود که آتشبارهای عراقی تمام خطوط پدافندی مارا در پاسخ و انتقام از تلفات بیشمار خودشان زیر آتش گرفتند.
نتیجه عملیات کمین به رده های بالا ارسال گردید ، پیام های تبریک تمامی نداشت و این مارا به اجرای ماموریت ذاتی خویش امیدوارتر می ساخت. به فرماندهان خطوط پدافندی و جناح های چپ و راست پیام دادم که از امروز ضمن آماده باش کامل هرگونه تحرکات دشمن را تا 48 ساعت زیر نظر کامل داشته و دیده بانان موظف شدند از دیدگاه های خود خارج نشوند و با ارسال گزارشات اطلاعاتی مارا در تجزیه و. تحلیل یاری سازند.
نزدیک های ساعت 10 صبح بود که از دیدگاه معروف به صدام مرا با بی سیم خواستند علت را جویا شدم ، گفتند خودم شخصاً آنجا بروم من به اتفاق افسر عملیات با یک دستگاه جیپ خود را به انجا رساندیم ، دیدبان منظره جالبی دیده بود با دوربین تلسکوپی آن نقطه را نگاه کردم اجساد عراقی ها که در شب خوب دیده نشده بودند اکنون به وضوح دیده می شدند که هرکدام در سوئی به هلاکت رسیدند .
با دوربین تا آنجا که امکان و دید داشت اجساد 45 نفراز عراقی های تیره بخت را با چشم خودم شمردم ، احساس خوبی داشتم با آتش نیروهای ما مواضعی که دشمن قصد ایجاد آن را داشت به مقدار زیادی ازبین رفته بود و تعداد زیادی از اسلحه و تجهیزات آنان پراکنده شده بود و الخصوص که برای عراقی ها روشن شده بود که ما از ترفند عراقی ها آگاه شدیم و ادامه هر ترفند بعدی با مقابله به مثل قاطع و سریع روبرو خواهند شد و احتمال زیاد نقشه خودرا اجرا نخواهند کرد.
روحیه رزمندگان بسیار بالا بود شدت و ضربه غافلگیرانه تکاوران به همه جای جبهه غرب رسیده بود و رزمندگان احساس غرور می کردند و خدا را شکر می کردند که همانند عملیات های گذشته یا ویاور آنان بوده و با این حرکت وجهه تکاوران بیش از پیش نمایان شد .
همان شب در سنگر مسجد جمع شدیم فرماندهی گردان قدردانی خود و فرماندهی لشگر را به اطلاع رساند و روحانی عقیدتی سیاسی سخنانی برای جلای روح رزمندگان جاری ساخت و دعای روح بخش کمیل خوانده شد درتاریکی شب سیل اشک تکاوران را می دیدید که در تاریکی شب به دل دشمن زده و با خشمی از انتقام دشمن را به خاک مذلت می نشاندند و امشب با چشمانی اشک آلود و تضرع در مقابل خدای خویش سر تعظیم و سپاس فرود می آوردند آن جوانان با ایمان که با تکیه بر ارزش های معنوی و تحت فرمان زعیم عالیقدر خود شان امام راحل (ره ) می رفتند تا مابقی مزدوران بعثی را از مرزهای پاک کشورمان دور سازند و غیرت و شرف ایران و ایرانیان برای بار دیگر به جهانیان و غاصبان نشان دهند.
دو روز بعد ازاین واقعه برای تامین رزمی یگان های پدافندی مجدداً دسته شناسائی را برای انجام شناسائی مجدد و تهیه گزارش تکمیلی و فعل و انفعلات احتمالی دشمن سازماندهی کردیم و این بار نیز از تکاوران شجاعی که عملیات گشتی رزمی را انجام داده بودند بهره جستیم چون آنها به زمین عملیات شناخت بهتری داشتند .
همه می ذانستیم که دشمن هرشب برای جلو گیری از غافلگیرشدن مجدد اقدام به کمین برای ایرانی ها را می نماید ، دیدبانان و عناصر استراق سمع ما تیز بین تر و با هوش تر از عراقی ها بودند که مزدوران عراقی بتوانند انتقام سربازان خود را ازما بگیرند.
تلاش ستاد عملیاتی دررابطه با تجزیه و تحلیل اخبار و اطلاعات رزمی قابل تقدیر بوده و با راه کار های خود راه را برای موفقیت تکاوران در انجام ماموریت های محوله یاری می رساندند.
این بار نیز خودم برای بهتر مشخص نمودن فعالیت فیزیکی دشمن همراه با دسته شناسائی به خط پدافندی عزیمت کردیم و بعد از ساعتی مشورت با فرماندهان یگان های رزمی به این نتیجه رسیدیم که اعزام گشتی در این شب های حساس که اوقات عراقی ها بسیار تلخ شده کاری نسنجیده می باشد لذا به اتفاق تصمیم گرفتیم در سپیده دم گشتی را اجرا کنیم چرا که اولاً تا آن موقع بایستی گشتی کمین عراقی ها به مواضع خود برمی گشتند، در ثانی اگرانجا باقی می ماندند در صورت برخورد با عراقی ها بعلت خستگی و خواب آلود بودنشان از کارآرائی پائینی برخوردار بوده ودر عوض سربازان ما با آمادگی کامل می توانند از عهده عراقی ها بر بیایند حتی اگر به کمین دشمن بیفتیم تلفات ما بسیار کم خواهد بود و نهایتاً شناسائی ما انجام خواهد شد و نیز اینکه ما با استفاده از روشنائی نسبی به عینه خواهیم توانست اتفاقات موجود را از نزدیک بررسی کنیم.
به سربازان ابلاغ کردیم در سنگر های استراحت سربازان حاضر در خط استراحت کنند و راس ساعت 3 نصف شب خودرا برای عبور از مواضع خودمان جهت اخذ تماس با نیروهای احتمالی دشمن آماده کنند، تکاوران در سنگرها تقسیم شدند ومن با فرماندهان یگان های کوچک ساعتی گفت و شنود کردیم و هماهنگی لازم را انجام دادیم ، عدد رمز بی سیم ها را با نیروهای حاضر در خط مقدم و افسر عملیات تطبیق کردیم .
ساعتی در انجا استراحت کردیم نصف شب بود که با صدای نگهبان از خواب بیدارشدیم و به سایر سربازان هم ابلاغ کردیم بیدار شوند ظرف چند دقیقه همه آماده حرکت بودند بعد از خدا حافظی نیروهای خط مقدم را به حالت آماده در آوردیم تا ما با خیال آسوده این ماموریت را انجام دهیم.
صدای پارس کردن سگ های عراقی بگوش می رسید و ما با احتیاط بسیار بیشتر از گذشته حرکت می کردیم دیدوران اطراف با گام های سنگین خود هر جنبنده و هرشی مشکوکی را مد نظر داشته وراه را برای عبور ما
آماده می کردند، همه اسلحه ها به حالت رگبار گذاشته شده بود تا عراقی ها فرصت کمین انداختن مارا نداشته باشند تکاوران به کار خود آشنائی کامل داشتند و نیازی به یاد آوری نبود، تنها تلاش ما انجام ماموریت محوله بود
این شناسائی فرماندهان و خود مرا از نگرانی حمله احتمالی دشمن آگاه می ساخت ، زیرا مسئولیت جمع اوری اخبار و اطلاعات پیرامون تحرکات دشمن بعهده من بود ، و باید سایر افسران ستاد را در اجرای عملیات های بعدی از نظر اطلاعاتی آگاه بسازم و راه کارهای مطمئن و اساسی ارائه کنم.
ما با سرعت کافی به جائی پا می گذاشتیم که چند شب قبل کشتارگاه عراقی ها بود، کم کم نزدیک تر می شدیم ولی فضای منطقه همان فضای درگیری بود وجود تجهیزات باقی مانده در اطراف نشان از این داشت عراقی ها از ترس به این نقطه نزدیک نشدند ، اما ما کار خود را خوب می دانستیم نباید به دشمن اعتماد می کردیم فرض را بر این گذاشتیم که خود عراقی ها عمداً چیزی را دست کاری نکردند تا نیروهای ما را به راحتی داخل کمین خود بیندازند.
براین اساس ما هم با احتیاط کامل پیش می رفتیم بعد از مدتی کوتاه متوجه شدیم از عراقی ها خبری نیست یا آمده بودند و رفتند و یا اینکه عراقی ها آن شب گشتی اعزام نکردند.
هوا کم کم روشن می شد به محل کمینگاه رسیدیم با تعدادبسیار زیادی از اجساد عراقی روبرو شدیم که عراقی ها هنوز فرصت پیدا نکرده بودند همه اجساد را به عقب تخلیه نمایند. به عناصر گشتی ابلاغ کردم اسلحه ها و تجهیزات و نیز مدارک داخل جیب های عراقی ها را سریعاً برای جمع آوری اخبار و اطلاعات تخلیه نمایند، اسلحه کمری چند نفر از عراقی ها را باز کردم و مدارک داخل جیب هایشان را هم خالی کردیم ،
دست یکی از اجساد را گرفته بودم تا اورا برگردانم که نوک انگشتانم در گوشت مچ دستانش فرو رفت بطوریکه انگشتان خودرا از قسمت مخالف دیدم جسد عراقی سیاه و کبود شده و در حال گندیدن بود ، باد مانع از آزار مشام ما از بوی تعفن اجساد می شد .
کار جمع آوری غنائم تمام شد تجهیزات مهم را جمع کردیم در فاصله 80 یا 90 متری مواضع عراقی ها بوضوح دیده می شدند و هوا نیز روشن می شد ما قبل از بیدار شدن عراقی ها باید آنجارا ترک می کردیم تا متوجه حضور ما نمی شدند.
با سرعت زیاد و با تامین اطراف با خیز های متوالی و دور خودرا از صحنه خارج کردیم و در حالیکه عراقی ها متوجه اعزام گشتی ما نشده بودند تنها صدای پارس سگ های عراق فضای منطقه را پوشانده بود و گویا اینکه عراقی ها زیاد کنجکاو موضوع نبودند چون هرشب سگ ها پارس می کردند واین به علت وجود اجساد و بوی تعفن عراقی ها بود که در هرسو پراکنده شده بودند.
به مواضع خودمان رسیدیم رزمندگان خط مقدم با بی صبری منتظر مراجعت ما بودند با خوشحالی به آنها پیوستیم وبدون فوت وقت سوار خودرو ها شده انجا را ترک کردیم با بی سیم خبر مراجعت از گشتی را به فرماندهی اعلام کردیم .
به پاسگاه فرماندهی در جلو سنگر رکن دوم که سنگر خودم بود پیاده شدیم به فرمانده دسته گشتی گفتم تمام غنائم را در اینجا به زمین بگذارند و سعی کنند چیزی پیش خودشان باقی نماند چون ما باید اطلاعات مورد نیاز خود را ازروی همین مدارک جمع آوری کنیم تعدادبسیار اسلحه کلاش ، گرینوف ، کلت ، آرپی جی 7 ، بی سیم و دوربین و سایر تجهیزات و نیز کارت های شناسائی عکس ، کیف ، نامه مدارک دیگر ، ساعت و غیره و غیره جمع شد از همه تکاوران شجاع تشکر و قدردانی کرده و قول مرخصی راه دور را هم به آنان دادم ،سربازان با روحیه بالا به سنگرهای استراحت خود رفتند.
بعد از مشورت با فرماندهی تیپ بوسیله تلفن صحرائی مقرر شد صبح اول وقت در محل کارمن حاضر باشد لذا به عناصر دژبانی ابلاغ کردم تمام وسایل را به سنگر کارم تخلیه نمایند و تا شروع کارستاد نسبت به گماردن نگهبان در آن محل اقدام نماید.، خودم نیز برای استراحت به سنگر خودم رفتم تا کمی استراحت کنم .
صبح زود با صدای سرباز سنگر از خواب بیدار شدم بسیار خسته بودم ولی می بایست جهت ارائه گزارش به فرماندهی و افسران ستاد در محل کارم حاضر شوم ، نماز صبح را بجا آورده از سنگر خارج شدم .
تمام همکاران ستادی در آن محل حاضر بودند با دیدن آن همه تجهیزات بهت زده شده و ابراز خوشحالی می کردند این تجهیزات سند روشنی بود براینکه تلفات دشمن در کمین ما بسیار زیاد بوده است.
به اتفاق همکاران مدارک را بررسی کردیم نیروها جمعی لشگر 16 کوهستانی عراق بودند و تعدادی از عراقی ها هم از گردان جیش الشعبی بودند که برای ایجاد مواضع جدید به آنجا آمده بودند سن عراقی ها نسبتاً بالا بود که نشان از نیروهای مردمی عراقی بود، نوع جنگ افزارها حاکی ازاین بود که جمعی واحد های مجهزی هستند و از نظر تجهیزات در شرایط مطلوبی بسر می برند. از میان آنهمه مدراک کشته شدگان عراقی تعداد 4 افسر عراقی بهمراه 6 نفر درجه دار و مابقی سرباز وظیفه بودند .
بعد از ساعتی در اتاق توجیه به همراه فرمانده دسته شناسائی گزارش تکمیلی از روند کار و مشاهدات و فرضیات خود بر حضار ارائه دادیم و در آخر جلسه نیز فرماندهی با تشکر و قدر دانی از زحمات رکن دوم و سربازان دسته شناسائی که فعالیت چشمگیری داشتند با گوش دادن به راه کارهای متخصصین ستاد متقاعد شد شواهد و قرادن حاکی ازاین است که تک احتمالی دشمن برای مدت نا معلومی به تعویق افتاده و دشمن در کوتاه مدت نخواهد خواست که نیروهای خودش را برای ایجاد مواضع جدید به سوی ما گسیل کند ، لذا نیروهای ما از فرصت بدست آمده حداکثر استفاده را بنمایند و قبل از اقدام احتمالی دشمن زمینه حمله نهائی را هموار سازیم ،بدین ترتیب با یک حرکت بموقع و با ایجاد رعب و وحشت همراه با ضربت توانسته بودیم دشمن را از اجرای نقشه پلید خود منصرف سازیم.
باری دیگر همانند گذشته تکاوران گردان 168 با کوله باری از تجارب جنگی و با تکیه بر ایمان معنوی خود توانستند ماموریت خودرا در عمق مواضع دشمن انجام دهند و برای عملیات بزرگ کربلای 6 که همچنان نیمه تمام مانده بود آماده جان فشانی کنند.
از آن روز به بعد کارستاد فرماندهی بخصوص اطلاعات و عملیات با شتاب بیشتر صورت گرفت ، و مقدمات سریع سازمان های رزم برای یگان های آفندی به هدف های ذکر شده با همت بیشتر و شبانه روزی متخصصین عملیات تهیه و بازخوانی و طرح ریزی گردید.
از آنجائیکه عملیات تمام شده بود و وظیفه اصلی رزمندگان حراست از خط پدافندی و جلو گیری از نفوذ دشمن بود گروه های گشتی شناسائی و یا رزمی به جلو اعزام نمی شد، من و افسر عملیات با دیدن گزارشات روزانه یگانهای در خط ، تصمیم گرفتیم از آن شب 2 گروه زبده شناسائی برای کاوش منطقه فی مابین به جلو اعزام کنیم که خود من نیز داوطلب شدم ضمن هدایت گشتی ها برنامه های آتی دسته های شناسائی را همراه با ماموریت هائی که مورد تاکید ستاد بودند طرح ریزی و آماده کنم.
سریعاً به فرمانده دسته شناسائی ابلاغ کردم با 20 نفر تکاور جسور آماده باشند تا ساعت 1 نیمه شب به جلو اعزام شویم ، هماهنگی لازم با خط مقدم و یگان های همجوار انجام شد با خودروهای تویوتا خودرا به سنگر های پدافندی خودمان رساندیم ، من از عملکرد این دسته بسیار راضی بودم و می دانستم آمادگی لازم برای هرکاری را دارند و در حقیقت دسته های شناسائی رزمی بازوی ستاد مابودند و این مجموعه زیر امر مستقیم خودم بود و نظارت و هدایت و تجهیز آنان توسط رکن دوم ( اطلاعات) صورت می گرفت.
گشتی شناسائی : گشتی شناسائی به نقطه یا منطقه بخصوصی اعزام گشته و گزارشات بدست آمده را که در اثر دیده بانی و مشاهده بدست آورده است در اختیار یگان اعزام کننده قرار می دهد . این نوع گشتی از درگیری با دشمن تا آنجائی که امکان دارد خودداری نموده و فقط به منظور اتمام و انجتم ماموریت احیاناً نبرد می نماید .
گشتی رزمی : کاملاً مجهز به سلاح و تجهیزات بوده و برای کشتن ، دستگیر کردن ، و تخریب تجهیزات و مواضع و تاسیسات دشمن اعزام می گردد.
بعد ازبررسی موارد و گفتگو با فرماندهان و تکاوران در مورد محل مشکوک درمحلی تکاوران گشتی را با اوضاع فعلی منطقه آشنا کردم و ماموریت خودمان را نیز بازگو کردم و ابلاغ کردم که ماموریت اول ما تجسس در جلو خط پدافندی برای غافلگیر نشدن از سوی عراقی ها ودیگر اینکه ازنیات دشمن آگاهی پیدا کردن است ، ولی در صورت نیاز و برخورد با گشتی هایی دشمن تکاوران مجاز هستند درگیری را آغاز و عراقی ها را از پای در آورند ، لذا انضباط در حرکت و آمادگی برای هرگونه درگیری را داشته باشند .
بعد از بازدید فرمانده دسته شناسائی از نفرات خود و کسب اطمینان از آمادگی رزمی آنان ساعت 1 نیمه شب از سنگرهای پدافندی خود به سوی دشمن حرکت کردیم .
منطقه بسیار آلوده بود هنوز پاکسازی نشده بود تجهیزات و ادوات و غیره در هر سو دیده می شد ، خطو ط پدافندی هر دو طرف جابه جا شده و هنوز به این موضوع عادت نکرده بودیم و دشمن نیز هرشب با اعزام گشتی های مختلف و ایجاد کمین در معابر و نقاط کور نشان ازاین داشت که هنوز عراقی ها نگران حمله مجدد ما بودند.
هوابسیار سرد بود دیدورها با دوربین های دید شب هرطرف را می پائیدند و آهسته آهسته جلو می رفتیم در اثر گلوله باران های طرفین زمین های منطقه شخم زده شده بود و هنوز بوی باروت و خون به مشام می رسید و در تاریکی شب بوی اجساد مارا آزار می داد، همه می دانستیم دشمن با آمادگی کامل منطقه را زیر نظر دارد. و اعزام گشتی ما کار بسیار خطر ناکی بود ، ولی چاره نبود ما باید از حیله دشمن آگاه می شدیم تا نتواند به مواضع خط مقدم ما نفوذ کنند.
در زمینی که دارای شیار ها ی زیادی در اطراف بود خمیده و با احتیاط در حال شناسائی اطراف خودمان بودیم همه تکاوران تجربه کافی در گشتی رزمی و شناسائی های قبلی داشتند و آنان سربازان جسور و بی باکی بودند که بار ها به داخل سنگرهای عراقی نفوذ کرده بودند ، هیچگونه ترس و واهمه در آنها دیده نمی شد در سکوت مطلق شب و در آن فضای خطرناک کا هر آن امکان هدف واقع شدن ما توسط رگبارهای دشمن متصور بود
تکاوران تیز بین با گام های استوار خود همه جا را از دید خود می گذراندند و با سائیدن نوک انگشتانشان آماده بودند تا قبل از کشته شدن بکشند.
همه در حال پائیدن کوچکترین زوایای اطراف بودیم که با علامت یکی از سربازان دیدور جلو همگی در هرسوئی حالت دفاعی گرفتیم من با فرمانده دسته بصورت سینه خیز خودمان را به جلو کشیدیم و با دوربین دید در شب اطراف را نگاه کردیم دیدیم که تعداد25 یا 30 نفراز عراقی ها که لباس سبز رنگی به تن داشتند در دامنه تپه ماهوری در حال کندن سنگر می باشند که صدای بیل انفرادی آنان مارا متوجه خودشان ساخته بود آنها باسرعت زیاد مشغول کار بودند و چند نفر سرباز عراقی نیز در اطراف آنان نگهبانی می دادند تا به کمین ایرانی نخورند ، زمین های مذکور تپه ماهورهائی بودند که طرفین می توانستند بعنوان خط پدافندی و یا یک خط خیز برای عملیات بعدی استفاده نماید.
تکاوران با آرایش خاص خود هرکس سوئی حالت تدافعی بخود گرفت تا ما کار خودرا انجام دهیم ، تکاوران با قطب نمای خود محل و گرای نقطه مورد بحث را گرفته و خودم نیز حدود 20 دقیقه حرکات عراقی ها را با دوربین مد نظر قرار دادم وآن نقطه را شناسائی کامل کردیم ، ماموریت اصلی ما شناسائی بود نه درگیری لذا برای کسب تکلیف و تجزیه و تحلیل باید مراجعت می کردیم .
دیگر ماندن ما آنجا جایز نبود لذا به عناصر گشتی گفتم بدون سرو صدا همان راهی را که آمدیم باز برمی گردیم ، دیدوران و عقب نگه دار ها تغیر مسیر داده و به سوی نیروهای خودمان مراجعت کردیم ساعت 3نصف شب بود که به خط پدافندی رسیدیم در آنجا به عناصر گشتی ابلاغ کردم هرآنچه که دیده شد نباید جائی بازگو شود چون با همان عده ماموریت بعدی را اجراخواهیم کرد و حفاظت گفتار مارا در اجرای ماموریت خودمان موفق خواهد کرد به فرمانده یگان خط نگه دار که از اول شب منتظر بازگشت ما بودند اتمام گشتی را گفتیم و سریعاً سوار خودروهای خود شده محل را به طرف سنگر های استراحت خود ترک کرده و با چراغ های خاموش چند کیلومتر را پیموده و بعداز خارج شدن از دید دشمن با سرعت به منطقه تجمع رفتیم.
سربازان جهت استراحت به سنگرهای خودشان رفتند و من به اتفاق فرمانده دسته شناسائی به سنگر فرماندهی که منتظر گزارش ما بود رفتم افسر عملیات ، افسر لجستیک و معاون هماهنگ کننده در آنجا بودند .
شرح کاملی از مشاهدات خود را به حضار دادیم ، شواهد و قرائن موجود نشان ازدو چیز مهمی داشت که:
1- دشمن با ایجاد استحکامات و سنگرهای پدافندی قصد داشت از موضع کنونی خود به جلو بیاید.
2- دشمن قصد دارد با استفاده از سنگرهائی که ایجاد کرده عملیات ایذائی خود را پشتیبانی کرده و بعنوان خط پدافندی استفاده کند.
3- همان مقداری که دشمن بتواند خط پدافندی خود را به جلو انتقال دهد به منزله تصرف خاک و پیشروی و موفقیت نظامی و سیاسی محسوب خواهد شد.
با این استدلال ها گزارشی فوری به ستاد لشگر ارسال گردید . واین خطرات برای یگان های ما متصور شد.
1- دشمن در اسرع وقت اقدام به تک ایذائی خواهد کرد.
2- درصورت که دشمن نیروهای خود را به جلو که همان سنگر های مورد اشاره بکشاند فاصله خطوط پدافندی بسیار کوتاه شده و دشمن هرگونه تحرک را از ما گرفته و نیروهای مارا بیش از پیش زیر دید و تیر قرار خواهد داد .
نتیجه تطبیق گزارشات موجود این بود که دشمن با باز نمودن جای پا می خواهد با یک خیز مناسب خط پدافندی مارا در هم بشکند ، زیرا دشمن نمی توانست مدت زیادی از آن مکان پدافند کند چون نسبت به مواضع و ارتفاعات اطراف در موقعیت پستی قرار داشتند و هرگز دشمن نقاط پست و پائین را به نقاط سرکوب و مستحکم ترجیح نمی داد.
ساعتی بعد ستاد فرماندهی رکن دوم لشگر نیز فرضیه مارا باکار تخصصی خودشان تائید کردند که دشمن در اولین فرصت قصد حمله را دارد ، بدنبال کشف هدف دشمن آماده باش کامل برای نیروهای خطوط پدافندی و تکاوران احتیاط که برای حمله تمرین می نمایند صادر شد.
افسران لجستیک موظف شدند مهمات کافی ، تجهیزات و وسایل مهندسی رزمی در خطوط پدافندی یگانها را تقویت نمایند .
دیدبانان اطلاعاتی و دیدبانان توپخانه و خمپاره ها و کاتیوشا به حالت آماده در آمده و کوچکترین حرکات را زیر دید و تیر داشته باشند.
در حیله های جنگی فرماندهان تدابیری می اندیشند تا قبل از عمل دشمن عملی انجام بدهند که نقشه دشمن منتفی گردد.
ما نمی توانستیم منتظر بمانیم تا دشمن با تحکیم و تقویت نیروهای خود ضربه هولناک به نیروهای در خط ما بزند و یا اینکه بتواند به مواضع ما نفوذ کند زیرا خارج کردن دشمن از مواضع تقریباً محال خواهد بود ، بعد از صرف صبحانه افسران ستاد گرد هم آمدیم تا یک راه کار مناسب و مقرون به صرفه را طرح ریزی کنیم بعد از تجزیه و تحلیل های زیاد با رای فرماندهی به این نتیجه رسیدیم که قبل از مستحکم شدن جای پای دشمن ، ما به دشمن بزنیم و نیت دشمن را با نومیدی مواجه سازیم .
ضمن تلگرام به فرماندهی لشگر و هماهنگی با یگانهای همجوار به تکاوران دسته شناسائی ماموریت گشتی رزمی ابلاغ گردید و تاکید شد که این گشتی باید با شدت و سرعت تمام صورت گیرد تا دشمن حساب کار خود را ببرد و هدف ما بکاو بکش عراقی ها و انهدام استحکامات جدید دشمن بود.
اسلحه های مطابق به این ماموریت همراه با مهمات و دیگر تجهیزات در اختیار تکاوران گذاشته شد و ابلغ شد که غذای خود رازود صرف کنند و بیشتر به بازدید وسایل خود بپردازند .
شب هنگام 40 نفر از تکاوران کادر و وظیفه جلو سنگر ما آماده حرکت بودند فرماندهی با نطق کوتاه و مفید خود اهمیت این گشتی را برای یگان و منطقه باز گو کرد ه و تاکید کرد که این ماموریت با حداکثر توان انجام شود و بیشترین تلفات به دشمن وارد گردد.
با خداحافظی همکاران من نیز به همراه دسته رزمی سوار تویوتا ها شدیم و با سرعت به خط پدافندی خودم حرکت کردیم ، در خط پدافندی تمام نیروها در سنگرهای خود در حالت آماده باش قرار گرفته بودند یک گروهان رزمی نیز به عنوان احتیاط در صورت برخورد با هر مشکل در آنجا مستقر شده بودند .
خمپاره اندازها و مینی کاتیوشا این ماموریت کوچک ولی اثر گذار ومهم را پشتیبانی آتش می کردند، ساعت 12 شب و در آن سرمای سوزناک غرب از خط پدافندی خود سرازیر شده وبا آرایش خاص قدم به قدم جلو می رفتیم ، سروصدای از دشمن شنیده نمی شد ، مواظب هر جنبنده ای بودیم تا به کمین احتمالی دشمن نیفتیم احتمال داشت که دشمن کمین زده باشد و یا اینکه هنوز مشغول بکار نشده بودند.
به هر حال ما کار خودر اانجام می دادیم خودم جلو تر حرکت می کردم تا یقین داشته باشم راه را درست پیمودیم با قطب نماهای خود راه چک می کردیم تا از مسیر اصلی منحرف نشویم در تاریکی شب احتمال گم کردن مسیر بسیار زیاد بود چون هوا تاریک و تشخیص شیارها و تپه ها مشکل می شود.
فعالیت گشتی رزمی ادامه داشت همگی آماده درگیری بودیم با دوربین اطراف را نگاه کردم راه را درست می آمدیم به نقطه مذکور که نزدیک شدیم فاصله تکاوران بیشتر شد تا شعاع بیشتری را زیر دید و تیر داشته باشند ، ما می خواستیم دشمن را در محل خود به کمین بیندازیم و تمام عراقی ها را ازبین ببریم تا کسی از آنها نتواند از کمین ما خارج شود و بعد ازاینکه آنها را درکمین خود شکار کردیم با سرعت زیاد از مسیری دیگر که قبلاً هماهنگی کردیم از آنجا دور شده خودرا به خط خودمان برسانیم وهمزمان همان مواضع دشمن توسط خمپاره و مینی کاتیوشاها به سختی کوبیده شود تا اثری از استحکامات دشمن باقی نماند.
از شانس ما هنوز دشمن برای کار به جلو نیامده بود و شاید آنروز نمی خواستند کار کنند لذا ما هرکدام از فرصت بدست آمده در هر سوئی جان پناه گرفته و منتظر شدیم که چه پیش خواهد آمد بی سیم ها خاموش کرده بودیم تا دشمن محل مارا کشف نکند ، دقایق بکندی می گذشت هواسرد بود تکاوران برای اینکه بتوانند فعالیت فیزیکی خوبی داشته باشند لباس های سبک از نوع استتار پوشیده بودند تا با زمین های اطراف تشخیص داده نشوند.
نمی دانستیم دشمن خواهد آمد یا نه بهر حال باید منتظر می ماندیم می ردانستیم رزمندگان و فرماندهان در خط مقدم دلواپس ما بودند ، ولی چاره ی جز منتظر شدن نداشتیم با دوربین که نگاه کردم متوجه شدم دشمن با ایجاد جان پناه های بسیار زیاد و نا هماهنگ که در تاریکی شب و با عجله در اشکال مختلف کنده شدند قصد حمله از این نقطه به خطوط پدافندی مارا داشت نه تحکیم این مواضع .در اطراف الوار و گونی و وسایل سنگر سازی بوفور دیده می شد که در آنجا پخش شده بود.
ساعت 2 نصف شب بود که در تاریکی مطلق شب صدای پای عده ی بگوش رسید تکاوران در جای خود آماده شدند با دوربین های دید درشب نگاه کردیم حدود 60یا 70 نفر سرباز عراقی مسلح احتمالاً یک گروهان پیاده به همراه بیل و کلنگ در دو ستون مجزا به طرف ما درحرکت هستند و تعدادی عراقی نیز با پائیدن منطقه در جهات آنها را هدایت می کنند.
آهسته آهسته صدای پا ها بیشتر و بلندتر می شد ، معلوم بود که تعدادی هم در آن موقع شب خواب آلود بودند دشمن تصور نداشت رزمندگان ایران بعد از عملیات به این زودی اقدام به اعزام گشتی نماید لذا مطمئنه قدم برمی داشتند و مشخص بود که چند روزی است که این کار را ادامه می دهند .
لحظه ها به کندی می گذشت صدائی از ما برنمی آمد در عوض عراقی ها نزدیک تر شدند و هرکدام در کنار قرار گرفت کسی از عراقی ها با صدای بسیار پائین با آنها صحبت می کرد گویا فرمانده آنها بود وآنهارا توجیه می کرد.
نگهبانان عراقی در جاهای خود قرار گرفتند و مشغول پائیدن منطقه شدند دیگر عراقی ها نیز اسلحه های خود را کنار گذاشته با بیل و کلنگ همراه خودشان آهسته آهسته مشغول کندن زمین شدند.
تکاوران ما نیز منتظر دستور یورش بودند ولی ما صبر می کردیم تا کاملاً عراقی ها سرگرم کار باشند در تاریکی شب خود را تا می توانستیم به صورت سینه خیز به جلو می کشیدیم ود رجاهای مناسب قرار می گرفتیم تا کاملاً دشمن در تیررس ما قرار بگیرند .
نفس ها در سینه حبس شده بود می دانستیم تا لحظاتی دیگر ان عده دشمن با آتش گلوله های سربی ما کشته خواهند شد و به نوعی عمر آنها روبه اتمام بود، از این وضع بوجود آمده بسیار راضی بودیم چون دشمن تا آن لحظه انتظار نداشت که نیروهای ما از خط پدافندی به جلو عبور کنند ، عراقی تصور داشتند نیروهای ما بعد از عملیات مرحله اول دیگر تا چند هفته ی نمی تواند سازماندهی مجدد داشته باشد.
هوا بسیار سرد بود آسمان هرآن گاه با شلیک منوری چند لحظه ی روشن می شد و از دور صدای تیراندازی های شبانه متقابل به گوش می رسید می دانستیم نیروهای احتیاط چشم روی هم نگذاشتند و منتظر ند تا با یک پیام به کمک ما بیایند ، اما راه کار در این بود که ما با استعداد که بدون جلب توجه دشمن به آنجا رسیدیم در کمین خود تمامی عراقی ها به درک واصل کنیم و فکر تحکیم هدف های تعجیلی را از سرشان دور کنیم.
با اشاره فرمانده گشتی ضامن های سلاح ها با صدای بسیار کوتاه و ضعیف خود به حالت رگبار در آمدند ، در یک فریاد رسای یا ابوالفضل بارانی از گلوله و رگبار بی امان مسلسل ها دل شب را شکافت و عراقی ها مانند برگ درختان به زمین می ریختند نگهبانان عراقی قبل از همه که بتوانند از خود و نیروهایشان دفاع کنند طعمه شکار تکاوران شدند فریادی از خشم تکاوران و هیاهوی غافل شدن و درد ناشی از اصابت تیر های داغ به عراقی ها به آسمان برخاسته بود بوی دود و خاک فضا را گرفته بود پرتاپ نارنجک ها برتعداد تلفات عراقی ها می افزود
این عملیات ضربتی 5 دقیقه طول نکشید و عراقی کمترین دفاع را کردند و حتی نتوانستند عکس العمل بموقع داشته باشند ، و این یک انتقام از عراقی ها بود که جوانان مارا به خاک خون کشیده بودند و حتی پیکر تعدادی هم در همان اطراف ها جا مانده بودند، سرعت و غافلگیری در عملیات موجب موفقیت ما شد و احتمالاً نفری از کمین ما نتوانست فرار کند شب بسیار تاریکی بود تنها شعله پوش های مسلسل ها فضارا روشن می ساخت انفجار مهیب نارنجک ها و صدای دلخراش عراقی ها حاکی از برتری تکاوران برآن جمع مزدور عراقی بود.
با بی سیم خبر کمینافتادن و قلع و قمع عراقی ها را گزارش دادیم در همان حال از خط پدافندی دشمن تیربارها و موشک ها شروع به شلیک کردند ونشان از این بود که عراقی ها متوجه کمین افتادن نیروهای خودشان شدند ،
از سوئی نیز تکاوران در خط پدافندی ما نیز با اجرای آتش های حفاظتی زمینه را برای باز گشتن ما فراهم ساختند، فوراً به همدیگر اطلاع دادیم که وقت باز گشتن است 5 نفر از سربازان شجاع ما با سرعت بسیار زیاد با چند خیز خود رابه جمع عراقی ها رساندند و با رگبار های کوتاه و متوالی خود مابقی آنها را به هلاکت رساندند تا کسی از آنها نتواند فرار کند، عملکرد ما به قوه الهی بسیار خوب و کارساز شد.
من با بی سیم به فرماندهی اعلام کردم که قصد مراجعت داریم و با سایر رزمندگان از مسیر دیگر که قرار گذاشته بودیم در گروه های 10 نفره عقب نشینی کردیم عراقی ها اقدام به اعزام نیروی کمکی کرده بودند و صدای دویدن ها و زمین خوردن شان به خوبی به گوش می رسید .
ماندن ما آنجا جایز نبود تعدادی از سربازان ما چند قبضه اسلحه عراقی و تجهیزات آنها را به غنیمت گرفتند و بااجرای آتش و حرکت و تامین به عقب بازگشتیم تا آن مکان توسط توپ و خمپاره به نحو احسن کوبیده شود و دیگر اینکه بهترین زمان هم بود نیروهای کمکی عراق به آنجا می رسیدند و طعمه ترکش های سوزان و بران خمپاره ها قرار می گرفتند و مانیز نمی خواستیم عراقی ها را پذیرائی باز بداریم .
سرعت ما بسیار زیاد بود خصوصاً اینکه مجروحی هم نداشتیم به محض رسیدن به خط مقدم خودمان آتش تهیه گردان های حاضر در خط آغاز شد و مدت 1 ساعت تمام منطقه جلو زیر آتش گرفته شد و نیروهای احتیاط ما هم در داخل سنگرهای پدافندی با اسلحه های سبک خود اقدام به تیر اندازی نمودند.
ماندن ما آنجا جایز نبود قبل از اجرای آتش تهیه عراقی ها باخودروهای موجود به سوی پاسگاه فرماندهی در عقبه حرکت کردیم، هنوز 20 دقیقه نشده بود که آتشبارهای عراقی تمام خطوط پدافندی مارا در پاسخ و انتقام از تلفات بیشمار خودشان زیر آتش گرفتند.
نتیجه عملیات کمین به رده های بالا ارسال گردید ، پیام های تبریک تمامی نداشت و این مارا به اجرای ماموریت ذاتی خویش امیدوارتر می ساخت. به فرماندهان خطوط پدافندی و جناح های چپ و راست پیام دادم که از امروز ضمن آماده باش کامل هرگونه تحرکات دشمن را تا 48 ساعت زیر نظر کامل داشته و دیده بانان موظف شدند از دیدگاه های خود خارج نشوند و با ارسال گزارشات اطلاعاتی مارا در تجزیه و. تحلیل یاری سازند.
نزدیک های ساعت 10 صبح بود که از دیدگاه معروف به صدام مرا با بی سیم خواستند علت را جویا شدم ، گفتند خودم شخصاً آنجا بروم من به اتفاق افسر عملیات با یک دستگاه جیپ خود را به انجا رساندیم ، دیدبان منظره جالبی دیده بود با دوربین تلسکوپی آن نقطه را نگاه کردم اجساد عراقی ها که در شب خوب دیده نشده بودند اکنون به وضوح دیده می شدند که هرکدام در سوئی به هلاکت رسیدند .
با دوربین تا آنجا که امکان و دید داشت اجساد 45 نفراز عراقی های تیره بخت را با چشم خودم شمردم ، احساس خوبی داشتم با آتش نیروهای ما مواضعی که دشمن قصد ایجاد آن را داشت به مقدار زیادی ازبین رفته بود و تعداد زیادی از اسلحه و تجهیزات آنان پراکنده شده بود و الخصوص که برای عراقی ها روشن شده بود که ما از ترفند عراقی ها آگاه شدیم و ادامه هر ترفند بعدی با مقابله به مثل قاطع و سریع روبرو خواهند شد و احتمال زیاد نقشه خودرا اجرا نخواهند کرد.
روحیه رزمندگان بسیار بالا بود شدت و ضربه غافلگیرانه تکاوران به همه جای جبهه غرب رسیده بود و رزمندگان احساس غرور می کردند و خدا را شکر می کردند که همانند عملیات های گذشته یا ویاور آنان بوده و با این حرکت وجهه تکاوران بیش از پیش نمایان شد .
همان شب در سنگر مسجد جمع شدیم فرماندهی گردان قدردانی خود و فرماندهی لشگر را به اطلاع رساند و روحانی عقیدتی سیاسی سخنانی برای جلای روح رزمندگان جاری ساخت و دعای روح بخش کمیل خوانده شد درتاریکی شب سیل اشک تکاوران را می دیدید که در تاریکی شب به دل دشمن زده و با خشمی از انتقام دشمن را به خاک مذلت می نشاندند و امشب با چشمانی اشک آلود و تضرع در مقابل خدای خویش سر تعظیم و سپاس فرود می آوردند آن جوانان با ایمان که با تکیه بر ارزش های معنوی و تحت فرمان زعیم عالیقدر خود شان امام راحل (ره ) می رفتند تا مابقی مزدوران بعثی را از مرزهای پاک کشورمان دور سازند و غیرت و شرف ایران و ایرانیان برای بار دیگر به جهانیان و غاصبان نشان دهند.
دو روز بعد ازاین واقعه برای تامین رزمی یگان های پدافندی مجدداً دسته شناسائی را برای انجام شناسائی مجدد و تهیه گزارش تکمیلی و فعل و انفعلات احتمالی دشمن سازماندهی کردیم و این بار نیز از تکاوران شجاعی که عملیات گشتی رزمی را انجام داده بودند بهره جستیم چون آنها به زمین عملیات شناخت بهتری داشتند .
همه می ذانستیم که دشمن هرشب برای جلو گیری از غافلگیرشدن مجدد اقدام به کمین برای ایرانی ها را می نماید ، دیدبانان و عناصر استراق سمع ما تیز بین تر و با هوش تر از عراقی ها بودند که مزدوران عراقی بتوانند انتقام سربازان خود را ازما بگیرند.
تلاش ستاد عملیاتی دررابطه با تجزیه و تحلیل اخبار و اطلاعات رزمی قابل تقدیر بوده و با راه کار های خود راه را برای موفقیت تکاوران در انجام ماموریت های محوله یاری می رساندند.
این بار نیز خودم برای بهتر مشخص نمودن فعالیت فیزیکی دشمن همراه با دسته شناسائی به خط پدافندی عزیمت کردیم و بعد از ساعتی مشورت با فرماندهان یگان های رزمی به این نتیجه رسیدیم که اعزام گشتی در این شب های حساس که اوقات عراقی ها بسیار تلخ شده کاری نسنجیده می باشد لذا به اتفاق تصمیم گرفتیم در سپیده دم گشتی را اجرا کنیم چرا که اولاً تا آن موقع بایستی گشتی کمین عراقی ها به مواضع خود برمی گشتند، در ثانی اگرانجا باقی می ماندند در صورت برخورد با عراقی ها بعلت خستگی و خواب آلود بودنشان از کارآرائی پائینی برخوردار بوده ودر عوض سربازان ما با آمادگی کامل می توانند از عهده عراقی ها بر بیایند حتی اگر به کمین دشمن بیفتیم تلفات ما بسیار کم خواهد بود و نهایتاً شناسائی ما انجام خواهد شد و نیز اینکه ما با استفاده از روشنائی نسبی به عینه خواهیم توانست اتفاقات موجود را از نزدیک بررسی کنیم.
به سربازان ابلاغ کردیم در سنگر های استراحت سربازان حاضر در خط استراحت کنند و راس ساعت 3 نصف شب خودرا برای عبور از مواضع خودمان جهت اخذ تماس با نیروهای احتمالی دشمن آماده کنند، تکاوران در سنگرها تقسیم شدند ومن با فرماندهان یگان های کوچک ساعتی گفت و شنود کردیم و هماهنگی لازم را انجام دادیم ، عدد رمز بی سیم ها را با نیروهای حاضر در خط مقدم و افسر عملیات تطبیق کردیم .
ساعتی در انجا استراحت کردیم نصف شب بود که با صدای نگهبان از خواب بیدارشدیم و به سایر سربازان هم ابلاغ کردیم بیدار شوند ظرف چند دقیقه همه آماده حرکت بودند بعد از خدا حافظی نیروهای خط مقدم را به حالت آماده در آوردیم تا ما با خیال آسوده این ماموریت را انجام دهیم.
صدای پارس کردن سگ های عراقی بگوش می رسید و ما با احتیاط بسیار بیشتر از گذشته حرکت می کردیم دیدوران اطراف با گام های سنگین خود هر جنبنده و هرشی مشکوکی را مد نظر داشته وراه را برای عبور ما
آماده می کردند، همه اسلحه ها به حالت رگبار گذاشته شده بود تا عراقی ها فرصت کمین انداختن مارا نداشته باشند تکاوران به کار خود آشنائی کامل داشتند و نیازی به یاد آوری نبود، تنها تلاش ما انجام ماموریت محوله بود
این شناسائی فرماندهان و خود مرا از نگرانی حمله احتمالی دشمن آگاه می ساخت ، زیرا مسئولیت جمع اوری اخبار و اطلاعات پیرامون تحرکات دشمن بعهده من بود ، و باید سایر افسران ستاد را در اجرای عملیات های بعدی از نظر اطلاعاتی آگاه بسازم و راه کارهای مطمئن و اساسی ارائه کنم.
ما با سرعت کافی به جائی پا می گذاشتیم که چند شب قبل کشتارگاه عراقی ها بود، کم کم نزدیک تر می شدیم ولی فضای منطقه همان فضای درگیری بود وجود تجهیزات باقی مانده در اطراف نشان از این داشت عراقی ها از ترس به این نقطه نزدیک نشدند ، اما ما کار خود را خوب می دانستیم نباید به دشمن اعتماد می کردیم فرض را بر این گذاشتیم که خود عراقی ها عمداً چیزی را دست کاری نکردند تا نیروهای ما را به راحتی داخل کمین خود بیندازند.
براین اساس ما هم با احتیاط کامل پیش می رفتیم بعد از مدتی کوتاه متوجه شدیم از عراقی ها خبری نیست یا آمده بودند و رفتند و یا اینکه عراقی ها آن شب گشتی اعزام نکردند.
هوا کم کم روشن می شد به محل کمینگاه رسیدیم با تعدادبسیار زیادی از اجساد عراقی روبرو شدیم که عراقی ها هنوز فرصت پیدا نکرده بودند همه اجساد را به عقب تخلیه نمایند. به عناصر گشتی ابلاغ کردم اسلحه ها و تجهیزات و نیز مدارک داخل جیب های عراقی ها را سریعاً برای جمع آوری اخبار و اطلاعات تخلیه نمایند، اسلحه کمری چند نفر از عراقی ها را باز کردم و مدارک داخل جیب هایشان را هم خالی کردیم ،
دست یکی از اجساد را گرفته بودم تا اورا برگردانم که نوک انگشتانم در گوشت مچ دستانش فرو رفت بطوریکه انگشتان خودرا از قسمت مخالف دیدم جسد عراقی سیاه و کبود شده و در حال گندیدن بود ، باد مانع از آزار مشام ما از بوی تعفن اجساد می شد .
کار جمع آوری غنائم تمام شد تجهیزات مهم را جمع کردیم در فاصله 80 یا 90 متری مواضع عراقی ها بوضوح دیده می شدند و هوا نیز روشن می شد ما قبل از بیدار شدن عراقی ها باید آنجارا ترک می کردیم تا متوجه حضور ما نمی شدند.
با سرعت زیاد و با تامین اطراف با خیز های متوالی و دور خودرا از صحنه خارج کردیم و در حالیکه عراقی ها متوجه اعزام گشتی ما نشده بودند تنها صدای پارس سگ های عراق فضای منطقه را پوشانده بود و گویا اینکه عراقی ها زیاد کنجکاو موضوع نبودند چون هرشب سگ ها پارس می کردند واین به علت وجود اجساد و بوی تعفن عراقی ها بود که در هرسو پراکنده شده بودند.
به مواضع خودمان رسیدیم رزمندگان خط مقدم با بی صبری منتظر مراجعت ما بودند با خوشحالی به آنها پیوستیم وبدون فوت وقت سوار خودرو ها شده انجا را ترک کردیم با بی سیم خبر مراجعت از گشتی را به فرماندهی اعلام کردیم .
به پاسگاه فرماندهی در جلو سنگر رکن دوم که سنگر خودم بود پیاده شدیم به فرمانده دسته گشتی گفتم تمام غنائم را در اینجا به زمین بگذارند و سعی کنند چیزی پیش خودشان باقی نماند چون ما باید اطلاعات مورد نیاز خود را ازروی همین مدارک جمع آوری کنیم تعدادبسیار اسلحه کلاش ، گرینوف ، کلت ، آرپی جی 7 ، بی سیم و دوربین و سایر تجهیزات و نیز کارت های شناسائی عکس ، کیف ، نامه مدارک دیگر ، ساعت و غیره و غیره جمع شد از همه تکاوران شجاع تشکر و قدردانی کرده و قول مرخصی راه دور را هم به آنان دادم ،سربازان با روحیه بالا به سنگرهای استراحت خود رفتند.
بعد از مشورت با فرماندهی تیپ بوسیله تلفن صحرائی مقرر شد صبح اول وقت در محل کارمن حاضر باشد لذا به عناصر دژبانی ابلاغ کردم تمام وسایل را به سنگر کارم تخلیه نمایند و تا شروع کارستاد نسبت به گماردن نگهبان در آن محل اقدام نماید.، خودم نیز برای استراحت به سنگر خودم رفتم تا کمی استراحت کنم .
صبح زود با صدای سرباز سنگر از خواب بیدار شدم بسیار خسته بودم ولی می بایست جهت ارائه گزارش به فرماندهی و افسران ستاد در محل کارم حاضر شوم ، نماز صبح را بجا آورده از سنگر خارج شدم .
تمام همکاران ستادی در آن محل حاضر بودند با دیدن آن همه تجهیزات بهت زده شده و ابراز خوشحالی می کردند این تجهیزات سند روشنی بود براینکه تلفات دشمن در کمین ما بسیار زیاد بوده است.
به اتفاق همکاران مدارک را بررسی کردیم نیروها جمعی لشگر 16 کوهستانی عراق بودند و تعدادی از عراقی ها هم از گردان جیش الشعبی بودند که برای ایجاد مواضع جدید به آنجا آمده بودند سن عراقی ها نسبتاً بالا بود که نشان از نیروهای مردمی عراقی بود، نوع جنگ افزارها حاکی ازاین بود که جمعی واحد های مجهزی هستند و از نظر تجهیزات در شرایط مطلوبی بسر می برند. از میان آنهمه مدراک کشته شدگان عراقی تعداد 4 افسر عراقی بهمراه 6 نفر درجه دار و مابقی سرباز وظیفه بودند .
بعد از ساعتی در اتاق توجیه به همراه فرمانده دسته شناسائی گزارش تکمیلی از روند کار و مشاهدات و فرضیات خود بر حضار ارائه دادیم و در آخر جلسه نیز فرماندهی با تشکر و قدر دانی از زحمات رکن دوم و سربازان دسته شناسائی که فعالیت چشمگیری داشتند با گوش دادن به راه کارهای متخصصین ستاد متقاعد شد شواهد و قرادن حاکی ازاین است که تک احتمالی دشمن برای مدت نا معلومی به تعویق افتاده و دشمن در کوتاه مدت نخواهد خواست که نیروهای خودش را برای ایجاد مواضع جدید به سوی ما گسیل کند ، لذا نیروهای ما از فرصت بدست آمده حداکثر استفاده را بنمایند و قبل از اقدام احتمالی دشمن زمینه حمله نهائی را هموار سازیم ،بدین ترتیب با یک حرکت بموقع و با ایجاد رعب و وحشت همراه با ضربت توانسته بودیم دشمن را از اجرای نقشه پلید خود منصرف سازیم.
باری دیگر همانند گذشته تکاوران گردان 168 با کوله باری از تجارب جنگی و با تکیه بر ایمان معنوی خود توانستند ماموریت خودرا در عمق مواضع دشمن انجام دهند و برای عملیات بزرگ کربلای 6 که همچنان نیمه تمام مانده بود آماده جان فشانی کنند.
از آن روز به بعد کارستاد فرماندهی بخصوص اطلاعات و عملیات با شتاب بیشتر صورت گرفت ، و مقدمات سریع سازمان های رزم برای یگان های آفندی به هدف های ذکر شده با همت بیشتر و شبانه روزی متخصصین عملیات تهیه و بازخوانی و طرح ریزی گردید.
شهر « نفت شهر» در منطقه صفر مرزي با كشور عراق قرار دارد. نفت شهر در دوم مهر سال 1359 اشغال شد و تا آخر جنگ در اشغال دشمن ماند .
اين شهر زماني داراي تاسيسات پالايشگاه و بهره برداري نفت بود. در آغاز جنگ تحميلي كليه امكانات شهري و تاسيساتي موجود ويران شد و از 26 حلقه چاه موجود كه تا انقلاب شكوهمند اسلامي حدود 18 حلقه آن در توليد نفت فعال بود ، به جز يك حلقه ، بقيه توسط متجاوزان عراقي مسدود شد.
همانگونه که توضیح داده شد ،نفت شهر یکی از شهرهای استان کرمانشاه می باشد ،این شهر کوچک در کنار مرز خسروی (نزدیک ترین گمرک و شهر مرزی به عراق) و شهرجنگ زده و ویران شده قصر شیرین و چند کیلومتری شهر مرزی نفت خانه عراق قرار داشت . شکل فیزیکی منطقه کوهستانی و صعب العبور بود و دارای عارضه های حساس و ارتفاعات سرکوب فراوان بود .
وجود نفت وکثرت چاه های مهم نفتی و اهمیت این منطقه سبب شده بود که دشمن هرچه توان داشت بکار گرفته تا این منطقه مهم از دستش خارج نشود این منطقه مهم از اول جنگ تا آخر جنگ در دست دشمن باقی مانده بود ، وتاسیسات استخراج نفتی فراوان بکار گرفته بود ، دشمن با استفاده از پمپ ها نفت را از چاههای نفتی نفت شهر به خاک خود که نفت خانه مشهور بود ارسال و بهره برداری می کرد و اینگونه بیت المال ملت ایران را به یغما می برد، صدها چاه نفتی در منطقه وجود داشت که تسلط هریک از طرفین براین مواضع اهمییت زیادی داشته و خصوصا که شرایط سیاسی آن روز ها برای جنگ روانی اذهان عمومی فوق العاده تاثیر گذار بود.
نیروهای رزمنده ایرانی مناطق جنگی را یکی پس از دیگری از چنگ دشمن خارج می کردند ، اما دشمن از اولین روزهای جنگ با ااستفاده از لوله کشی از چاه های نفتی موجود منطقه نفت خام را به پشت انتقال می داد و این در صورتی بود که تنها یک چاه نفت در اختیار ایرانی ها بود که آن هم به علت دید وتیر دشمن بر منطقه امکان استفاده نبود.
به هر حال تاریخ ازآن همه اشغال و تصرف شهرهای بی دفاع ایران تنها این شهر مهم و استراتژیک ،اشغال شده در دست دشمن باقی مانده بود.
تسلط عراقی ها براین منطقه لکه ننگی بر پیشانی نیروهای ما بود و عزم بر این شده بود که که آخرین شهر ایرانی از دست دشمن پس گرفته شود، واین ها همه از دلایل اهمیت عملیات در این خطه از خاک کشورمان بود ، لذا نوبت به شما سومار یعنی نفت شهر رسیده بود .
دشمن بدنبال عدم موفقیت در شیطنت ها و تعرض ها و گذاشتن تلفات بسیار زیاد ناچاراً به پدافند در مواضع خود قانع شدند، و جهت تحکیم مجدد و دفاع موثر از این نقطه یگان های مهندسی رزمی عراق آخرین سیستم های دفاعی را به کار برده برد ، و بار دیگر با دقت و حساسیت زیاد در ارتفاعات منطقه پدافند می کرد و هر گونه فعل انفعلات نیروهای ایرانی را زیر نظر داشت ، لذا اجرای عملیات مجد با توجه به تحکیم مواضع و هوشیاری دشمن ، مستلزم فرصت و استفاده از نیروهای زبده و پیاده نظام بود که بتواند صخره ها و سینه کش های صعب العبور را در نوردیده و خود را به دشمن برسانند، و ضمن بیرون راندن دشمن آماده پاتک های سخت و دیوانه وار دشمن باشد.
در این منطقه دهها عملیات سبک رزمی براین ارتفاعات انجام شده بود و گاهاّ چند عملیات بر این ارتفاعات صورت می گرفت ، روند عقب راندن دشمن بسیار کند صورت می گرفت و دشمن در لاک دفاعی بسیار سختی فرو رفته بود ، و استحکامات قوی ایجاد نموده بود و تصمیم داشت هرگز آن منطقه را از دست ندهد.
الخصوص بعد از تک لشگر 84 خرم آباد ، نیروهای عراقی با دید باز و حساسیت بالائی مشغول پدافند بودند و در حقیقت منطقه بسیار آلوده و حالت نگران کننده برای هر دو طرف داشت.
از میان آن همه ارتفاعات که دشمن از آنها پدافند می کرد ، تپه ي معروف به تپه ي آنتن يک ارتفاع و عارضه سرکوب و خیلی حساس از نظر نظامي در منطقه مابین ما و شمال شرقی نفت شهروجود داشت که عراقی ها مستقر بودند.
تپه آنتن (هدف الف) بصورت كلّه قندي (هدف ب) و چندین تپه پست تر بنام تپه های سرخه(هدف س) که بعلت رنگ سرخ آن و ارتفاعات دیگر، وسعت دید و تیر بسيار زيادي از عقبه نيروهاي ما و دشمن را پوشش مي داد و هر گونه تحركات توسط اين مكان كشف و مقابله مي شد ،از روی این تپه ها پیشانی خیل عظیمی از جوانان کشورمان توسط تفنگ های دوربین دار قناسه هدف و متلاشی شده بود ، بطوریکه هر حرکت ریز نیروهای ما تا 20 کیلومتری با دوربین های تلسکوپی دشمن کنترل و با هدایت دیدبانان مواضع خودی را زیر باران آتش تهیه از توپ و تانک وخمپاره قرار می دادند.
لازمه حمله گسترده به مواضع مستحکم عراقی ها و خارج کردن نفت شهر ، نفت خانه از دست دشمن ،تصرف این تپه های مهم بودند.
در صورت دسترسي ما به آن مي توانستيم ضمن خارج ساختن نيروهايمان از ديد و تير دشمن به چندين كيلومتر عقب دشمن نيز مسلط بشويم و اعمال عراقی ها را ما انجام دهیم و آنگاه ما كفه ي ترازو جنگ را در منطقه به نفع خودمان پايين مي آورديم و او را مجبور مي ساختيم از چندين كيلومتر خاك خود دست بكشد و به آن سوي مزرهاي خود فرار كند. اين بلندي عظيم قسمت زيادي از خاكمان را سركوب مي كرد .
ارتفاع 1312 آنتن ارتفاعی بود بسیار بلند صخره ی ، و دامنه این ارتفاع بطرف ما صخره دیواره شکلی بود که ادامه عملیات ها از این نقطه به بعدبی نتیجه می شد چون بعد از رسیدن رزمندگان به پای این دامنه عراقی ها تنها نارنجک پرتاب می کردند و رزمندگان ما همه بر اثر ترکش نارنجک شهید و مجروح می شدند و بالا رفتن از صخره ها مستلزم آموزش کافی بود
واحدهای کوچک و بزرگ زیادی به آن هدف مهم عملیات کرده بودند ولی پیروزی قابل توجه ی بدست نیآورده بودند.
براین اساس طراحان جنگ با آگاهی و انتظاری که از شیوه رزمی لشگر 58 تکاور ذوالفقار داشتند ،این ماموریت مهم و خطرناک را به عهده لشگر ما قرار دادند و تاکید کردند که بایستی سد آهنین عراقی ها شسته شود ، زیرا که این نقطه توان و روحیه زیادی از نیروهای مارا تحت شعاع قرار داده بود و عراقی ها به عنوان تبلیغات جنگ از آن بهره می جستند.
از آنجائیکه نیروهای ما هنوز به منطقه جدید آشنائی کامل نداشتند و مهم تر اینکه عملیاتی در این قسمت صورت گرفته و منطقه هنوز آلوده و دشمن با آمادگی بیشتر از قبل از مواضع خود پدافند می نماید و امکان غالفگیر کردن دشمن در این اوضاع و شرایط بسیار سخت می باشد ، چاره ی جز این نبود که کار نیمه تمام عملیات کربلای 6 با سرعت و شدت زیاد انجام گیرد .
از آنجائیکه رزمندگان این لشگر دوره های سخت کوهستانی را در آموزشگاه های مختلف تکاوری طی نموده بودند آمادگی صعود به بالای هدف را هم داشتند و با استفاده از ادوات و ابزار های مختلف صخره نوردی امکان تصرف اهداف دوراز ذهن نبود ، و فرماندهان ما نیز امید شان به عنایات الهی و قدرت ایمان و شجاعت تکاوران بود.
با این اوصاف بنا دستور فرماندهی تیپ ، به اتفاق گروه اطلاعات و عملیات با خودم از اولین روز استقرار در آن منطقه ، شناسائی ها را شروع کردیم فرصت زیادی نداشتیم نیروهای ما داخل دره ها به صورت آماده و امانی بسر می بردند، در آن شرایط سخت زیستی دوره های فشرده تکاوری زندگی در شرایط سخت کوه نوردی و صخره نوردی ، راه پیمائی های برد بلند و تاکتیک های لازم را فرا می گرفتند، که نشان از یک عملیات مهم در آن منطقه را می داد.
فرماندهان رده بالا هرروز فشار می آوردند که تلاش مضاعف داشته باشیم، تصمیم گرفتم گروه های شناسائی و رزمی را به سوی مواضع دشمن اعزام بدارم لذا با آموزش های اطلاعاتی دسته شناسائی را آماده بکار کردم .
دسته شناسائی یگان ما یکی از دسته های نمونه در سطح نیروی زمینی بود ، وجود کادر مجرب شجاع و فداکار که هرکدام سالیان دراز در خدمت جبهه و جنگ بودند مردانی پولادین به بار آورده بود.
دسته شناسائی ما با گروه های مخصوص تخریب –ضربت- کوه نوردی – کمین – بکاو وبکش – وغیره استعداد فراوان در رزم داشتند و عبارت می شدند از سربازان شجاع و پاکباخته .
این دسته ها زیر نظر مستقیم رکن دوم کار می کردند و به عبارتی هر طرحی که ما می ریختیم عمل می کردند ، و دارای روحیه و توان و امکانات مناسبس بودند.
در کنار این گروه ها اقدام به آموزش دیدبانان توپخانه ها- خمپاره ها- موشک اندازهای کششی و دیدبانان اطلاعاتی کردم و اصل را براین بنا نهادیم هر گونه فعل و انفعلات و تحرک ریزو درشت دشمن و حتی شمارش و ساعات ورود و خروج دشمن را ارزیابی گزارش و خلاصه اطلاعاتی کرده و جهت تجزیه و تحلیل و بهره برداری لازم بمن برسانند .
کار بسیار دشوار و حساسی بود از آن طرف ساعت ها با رکن دوم یگانهای همجوار تبادل اطلاعات می کردم و حتی با ارکان دوم یگانهای در گیر شونده با دشمن و با کشیدن کروکی ها و نقشجات و ماکت بندی منطقه به روز موعود نزدیک می شدیم.
رمزعمليات: يا فاطمه زهرا (س)
هدف عمليات: آزاد سازي ارتفاعات مهم منطقه
منطقة عملياتي: شمال سومار
تاريخ شروع: 23/10/65
وسعت منطقة عملياتي: 100 كيلومتر مربع
يگانهاي شركت كننده :لشگر88زاهدان ،
16زرهي قزوين،81كرمانشاه ، 55هوابرد شيراز
مرحله نهائي : لشگر 58 تكاور ذوالفقار
عملیاتی که ما می بایست در منطقه نفت شهر انجام بدهیم به کربلای 6 نامگذاری شده بود .
عملیات کربلای 6 که قبل از عملیات کربلای 5 انجام شد ،به علت پارامترهای موجود درجبهه جنوب دستور براین شد که کربلای 6 را در منطقه غرب زودتر از کربلای 5 جنوب آغاز کنیم که دشمن فرصت کافی برای تجدید قوا و تقویت نیروهایش در شلمچه را نداشته باشد و به نوعی دشمن را در این منطقه با فریباندن عذاقی ها ، دشمن را زمین گیر و مشغول سازیم ، تا ضمن برهم زدن آرایش دفاعی عراق در جبهه جنوب ، ارتش عراق را مجبور سازیم تا برای مقابله با ایران نیروهای خود را از جنوب به غرب بکشاند ، با این فریب و تاکتیک اهداف بلند ایران در جنوب تحقق یابد.
با تلاش شبانه روزی هم رزمان تقریبا آمادگی لازم حاصل شده بود و ما دستورالعمل های اطلاعاتی و عملیاتی را نوشته و آماده بهره برداری کرده بودیم ، در این فرصت قدم به قدم مواضع ما با دشمن را ثبت تیر کرده بودیم و انصافا با همکاران کار کشته و بی ادعا زمینه برای عملیات بزرگ فراهم شده بود.
برابر اطلاعات واصله دشمن از اجرای عملیات ما در این منطقه اطلاع کامل داشت و در اثر رعایت نکردن حفاظت گفتار و اطلاعات ستون پنجم دشمن در اسلام آباد و کرمانشاه اطلاع یافته بود که ارتش اقدام به حمله خواهد نمود لذا آمادگی کامل دشمن هم برای ما متصور شده بود ، ولی باید عملیات انجام می شد .
شادروان سرتیپ ظهیر نزاد شخصا در منطقه حضور یافت ومن هم گزارش و شور ستادی خود را انجام دادم ایشان با لهجه آذری خویش تاکید کرد شخص امام سفارش کرده که حمله را برای پشتیبانی از عملیات جنوب آغاز کنید و چند جمله هم به زبان آذری برای ما آذری ها صحبت کرد و شانه های مسولین ستاد را فشار داد و گفت : من چشم انتظار عملیات شما هستم و با توجه به نام و ابهت این لشگر مصمم هستم کار شما را ببینم .
تا کید کرد فرماندهان ارتش و سپاه انتظار بخصوص از شما دارند چرا که شما انواع دوره های آبی خاکی و هوابرد و کوهستانی را طی کردید و حالا باید خود را نشان دهید.
بعد ازساعتی سرتیپ ظهیر نژ اد در جمع تکاوران حاضر شده و برای بلا بردن روحیه سربازان با آن لهجه شیرین خود اینگونه بیان کرد..که .
فرزندان عزیزم سربازان شجاع تکاور خیلی خوشحالم که در نزد شما هستم آنگونه که از مدتی پیش اطلاع دارید لشگر قهرمان شما ماموریت دارد کار نیمه تمام مرحله قبلی کربلای 6 را تمام کند ، می دانم در این مدت رنج و مشقت زیادی متحمل شدید ، حتی زیر گلوله های دشمن اقدام به تمرین و ممارست جهت فتح ارتفاعات منطقه هستید .
عزیزان من چشم فرماندهان به عملکرد شما ست ،انتظار داریم نام و ابهت این لشگر ارزنده را با اقدام شجاعانه خویش جاودانه کنید مااز این لشگر انتظار زیادی داریم این لشگر که در سال 58 تحت عنوان گارد ریاست جمهوری آن هم با ترکیب پرسنل کادر تکاوران سابق در تلاطم جنگ وارد کارزار شده و حماسه آفرید براین اساس ما این یگان را با جذب نیروهای وظیفه تکاور که دارای آموزش های سخت و پیشرفته نسبت به سایر نیروهای پیاده دارد به لشگر ارتقاء دادیم و عملاً کارآرائی آن را در عملیات های محرم ، فتح خرمشهر ، حماسه جاوید شیا کوه که درجه داری با 20 نفراز سربازان با وفای خویش توانست کوه بزرگ منطقه را به مدت 12 روز در مقابل پاتک های سنگین تیپ و گردان های عراقی تشنه و گرسنه نگه دارد. و عملاً نتیجه آموزش های سخت زندگی در شرایط سخت را برای همگان به نمایش گذاشتند .
بیاد داریم حماسه های تکاوران همین لشگر رادر غائله های جدائی طلبانه کردستان و شکستن خط مقدم دشمن را در بیشتر عملیات های زمینی چه در جنوب یا در غرب ، همه می دانیم دشمنی که در آن بالا پشت مسلسل آماده تر از دیروز که هنوز داغ حمله گذشته را یاد نبرده منتظر شماست.
ما می دانیم با تمرین های شایسته خود و تکیه بر ایمان و غیرت و شرف جوان ایرانی خواهید توانست دشمن را در سنگرهای خودشان به درک واصل کنین ، حالا فرق شما باید بدانید دشمن از حمله احتمالی ما آگاهی کامل دارد باید اصول رزم را رعایت کنید چرا که ایران به وجود شما نیاز دارد و هنوز خیلی کار با صدام داریم لذا از شما می خواهم مواظب خودتان هم باشید تا ماموریت های بزرگ را با مردانی بزرگ همچون شما ادامه دهیم ، به دستورات فرماندهان خویش توجه بیشتری کنید و انضباط معنوی و ظاهری سرلوحه کار خویش کنید.
شهدای دیروز ، جانبازان دیروز و مردم ایران به عملکرد شما نگاه خواهند کرد، تا می توانید ماموریت داده شده فرماندهان خود را به نحو احسن اجرا و از خودسری ها و سایر موارد که توان رزمی شما را کاهش خواهد داد بپرهیزید من برای شما و فرماندهان شجاع یگان های حاضر از خداوند بزرگ پیروزی را مسئلت دارم
آنگاه ایشان با تک تک تکاوران روبوسی و دلجوئی کرد و با حضور سبز خویش نور امید و شجاعت را در دل این جوانان پرشور زنده کرد.
با عنایت به اینکه در ماه های گذشته لشگر های مختلف ارتش و سپاه در این نقطه عملیات داشتند و ایران نتیجه خوبی نگرفته بود در عملیات گذشته تنها 950 نفر مجروح نارنجکی داشتیم که نشان از صعب العبور بودن هدف بود.
در بهبوهه جنگ از سوی دیگر ،جنگ موشكي علیه شهرها و مناطق مسکونی ایران توسط عراق آغاز شده بود و هر روز شلیک چندين موشك چندمتري به سوي شهرهاي بي دفاع كشورمان اعم از خانه و كاشانه و مدارس و بيمارستان ها و تأسیسات حياتي ادامه داشت .
اين موشك هاي هديه شده به عراق توسط اجانب شرق و غرب جهت به ستوه آوردن مردم صبور ايران و دست كشيدن از دفاع مقدس انجام مي شد، دشمن سعی داشت با انواع ترفند های گوناگون جنگی از باتلاق جنگ زمینی در مرزها خلاصی جوید و فشار نیروهای ایرانی را تقلیل دهد.
موشکها از پشت ارتفاعات مرزی عراق كه تپه ي آنتن موصوف برآن اشرافيت داشت پرتاپ مي شد و عده ي بيشماري از هموطنان را به خاك و خون مي كشاند حرکات وحشیانه و غیر انسانی دشمن موجب عزم راسخ در انتقام ازعراقی ها بخاطرخون هاي ريخته شده مردمان توسط رزمندگان مي شد..
موشک هاي 9 متري الحسين، 6 متري القادسيه سفيران مرگ مردم شهرهاي بی دفاع كشورمان بود و ما منتظر فرصت براي پاسخ دندان شكن در جبهات جنگي عليه صداميان بوديم، زيرا كه حمله به مردم بي دفاع در شان و منزلت دین و کشورمان نیست .
عراق با حيله و نيرنگهاي بي شمار خود از قبیل بمباران شهرها، بمباران شيميايي وتا آنجا كه جنگ موشكي را هم آغاز كرده بود.
دشمن بخوبی می دانست روزهای واپسین عربده کشی های ناجوانمردانه اش فرارسیده و اینک بایستی تاوان خون های ریخته شده را پس دهد. و برای اندکی تداوم جنگ حتي كوتاه دست از جنايت و كشتار انسانهاي بي دفاع دست برنداشته بود تا به خیال خود شاید مسیر شکست پیاپی عراق عوض شود دشمن خسته از جنگ نفسهاي آخر خود را مي كشيد؛
از سوئی حمایت مردم قدرشناس از رزمندگان تمامی نداشت و در زیر باران گلوله هاي هواپیماهای دشمن، وزیر باران موشکهای 9متري دشمن خم به ابرو نیاورده و با ارسال کمک های مردمی و اعزام گروه گروه جوانان خواستار ادامه جنگ تا پيروزي کامل و تنبیه متجاوزان عراقی در میادین جنگ بودند.
دشمن كه به جنگ افزار های مدرن مسلح شده بود با دیدن مقاومت سرسختانه مردم و رزمندگان و پافشاری بر شکست دادن ارتش بعثی عراق با ترفند های جدید خود قصد داشت روحیه ي مردم ايران را متزلزل کند.
خاطرات تلخ و ناگوار و یا خاطرات شیرین و بیاد ماندنی ، به هر صورت از خطرناک ترین و در عین حال از ارکان اصلی و سکان دار نحوه کارارئی نیروها هستند ،آنهاکه با تخصص و تجارب و آموزش های ویژه ماموریت دارند با آخرین وضعیت و اخبار و اطلاعات موجود که خود شامل بخشهای بسیار پیچیده نظامی می شود ، رزمندگان و فرماندهان را در مسائل اطلاعاتی و عملیاتی و آخرین وضعیت موجود تصمیم گیری در عملیات ها و حتی عقب نشینی و هرگونه فعل و انفعلات نیروهای درگیر هردو طرف قرار داده و آنها را در هدایت و مراحل مختلف رزم یاری رسانند.
، اصولاً محل انجام وظیفه کارکنان رکن دوم ( اطلاعات) در خط مقدم و جلوتر از همه یگان های درگیر و حول و حوش موانع و استحکامات و حتی نفوذ به عقبه نیروهای دشمن برای جمع آوری اخبار از دشمن و زمین عملیات ،توانمندی و ضعف آنها برای اجرای عملیات های مختلف رزمی کوچک و بزرگ می باشد ، فعالیت های آنان بسیار ارزنده و با استفاده از تمامیمقدورات یگان ها می باشد ، و درهر شرایط زمانی و مکانی نحوه کاری تغییر می کند.
با این اوصاف کار رزمندگان متخصص اطلاعات و عملیات بسیار پیچیده و خطرناک بوده و هر لحظه و بیشتر از سایر رزمندگان در معرض خطر و درگیری با دشمن قرار دارند و در صورت اسارت ، دشمن جهت تخلیه اطلاعاتی وی دست به خشونت های بیشماری خواهد زد .
در عملیات ها این نوع نیروها اهمیت بسیار زیاد و کلیدی دارند و نیروها ی هر طرف سعی در دستگیری و تخلیه اطلاعاتی آنان را دارند ، براین موال آنان جز پرسنل حساس و بعنوان مشاوران فرماندهی که بر تمامی مسائل نیروهای هردو طرف بخوبی واقف هستند ، جایگاه ویژه ی دارند. نا گفته نماند نقش مشاوران ستاد که وظیفه های بسیار حساس و حیاتی بر عمکرد نیروها را دارند ، گاهی عملکرد طرح ریزی مناسب یکی از آنها گاه با عمکردچند گردان نیرو برابری دارد،
لذا بایستی که ارزش واقعی آنها را مسئولیت و هدایت نیروهائی را دارند که بایستی پا به جاهائی گذاشته و درجاهائی بجنگنند که تاکنون شناختی از زمین و دشمن ندارند و تنها با اطلاعات این گروه عمل می کنند ، برای یگان های درگیر بسیار مهم وحیاتی می باشد، لذا توانمندی متخصصین اطلاعات و عملیات ها حرف اول را در موفقیت یا عدم موفقیت نتیجه عملیات را می زند.
دیدگاه معروف صدام که وی در اوایل جنگ تحمیلی شخصاً روند حمله نیروهای متخاصم خودرا در حمله به شهرهای قصر شیرین و سرپل ذهاب فرماندهی می کرد، دستور ایجاد این دیدیگاه را که در بالاترین و مناسب ترین نقطه منطقه قرار د اشت داده بود.
این محل بعد از عملیات محرم و عقب نشینی عراقی ها بدست رزمندگان اسلام افتاده بود .
این دیدگاه مستحکم دید بسیار عالی برنواحی سرپل ذهاب ، نفت شهر ، قصرشیرین و کوهستان داشت ، که با استحکامات صحرایی مناسب پوشش داده شده بود که حتی در مقابل بمباران های جنگنده ها نیز مقاومت بسیاری داشت که بعد از عملیات رزمندگان ایرانی بدست ایران تصرف شده بود و اکنون بعنوان دیدگاه اطلاعاتی فرماندهی لشگرو دیدبان های سلاحهای دوربرد و اجتماعی علیه عراقی ها استفاده می شد.
من به اتفاق سایر افسران ستادی سریعاً تیم جمع آوری اخبار و اطلاعات رزمی و تیم های گشتی های شناسائی و رزمی را سازماندهی کردیم، و مقدمات تهیه گزارشات موثق اطلاعاتی جهت طرح ریزی عملیات آفندی را آغاز کردیم ، بر این اساس ستاد فرماندهی که متشکل ازمتخصصین عملیات و اطلاعات مانند ، مفسرین عکس های هوائی ، مترجم زبان عربی ، متخصص ترکیب نیرو ، متخصص گسترش نیرو ، بازپرسی جنگی و غیره با اطلاعات لحظه به لحظه و بزرگ و کوچک که از رده های مختلف بالا و نیروهای درگیر و زیر امر دریافت می شد ، تجزیه و تحلیل و بررسی می شد و برابر آخرین نتایج بدست آمده مقدمات عملیات کربلای 6 فراهم می شد.
روزهای دفاع از خاک و شرف یکی پس از دیگری سپری می شد ، نیروهای خط مقدم مشغول حراست از منطقه سرزمینی واگذار شده خود بودند و نیروهای احتیاط و تک ور با آموزش های فوق برنامه در آن سرزمین سرد و کوهستانی مشغول تمرین برروی مواضع مشابه اصلی بودند و بر قدرت بدنی و اصول صحیح استفاده از ادوات و تجهیزات را عملاً تمرین و ممارست می کردند.
فشار آموزش بسیار بالا بود و رزمندگان استراحتی نداشتند آموزش های بسیار سخت تکاوری ،زندگی در شرایط سخت ،کوه نوردی ،به خصوص صخره نوردی که لازمه پیروزی و تصرف هدف ها بود انجام می شد.
مرخصی های راه دور و نزدیک برای حفاظت گفتار رزمندگان لغو و تردد های بی رویه ممنوع شده بود .
شخصاً در تمرین های رزم شبانه یگانهای عمل کننده شرکت کرده وبا آموزش های مختلف مثمر ثمر دراین نوع زمین ها را ، مانند نحوه حرکت عده ها، حفاظت از تجهیزات ، عبور از میادین و موانع دشمن ،جمع آوری غنائم جنگی ، نحوه ورود و خروج به کانال ها و سنگرهای دشمن ، گزارش عملکرد ، نحوه برخورد با تجهیزات مشکوک و موارد مشابه ، دستگیری اسراء، اجرای ماموریت بعدی و غیره را در هنگام تک با آن مواجه خواهند شد ، متذکر و جهت آگاهی و بالابردن سطح آگاهی رزمندگان و حفاظت گفتار و اطلاعات کلاس های فشرده آموزشی اجرا می کردم .
فرماندهان رده های مختلف نیز ماموریت داشتند برای بالا بردن روحیه کارکنان تحت امر خود بصورت عملی زرم های شبانه و اصول جنگیدن و ، اشغال هدف ، تحکیم هدف ، ادامه ماموریت تکاوران خود کار کنند و آنهارا از خمودگی و یکنواختی خارج سازند، و برای توجیه و ممارست منطقه ی شبیه هدف ها در نزدیکی منطقه تجمع پیدا کرده و عملاً تمرین حمله به هدف را اجرا می کردند ، رزمندگان در موانع فرضی شبیه موانع دشمن تمرین نموده و از این مهمتر سنگرها و کانال ها و استحکامات شبیه عراقی ها تعبیه کرده بودند تا تکاوران بیشتر با آن ملموس گردند، آنها فعلیت شبانه روزی بسیار سختی را انجام می دادند به امید اینکه بتوانند به نحو مطلوب ماموریت داده شده را به اتمام برسانند .
در کنار تمرینات رزمی و توجیه رزمندگان و الخصوص فرماندهانی که ماموریت عبوراز خط را جهت تصرف و انهدام دشمن را داشتند. گروه گشتي شناسائی یگان ها هر شب تا صبح فعاليت هاي چشمگيري داشتند و هر شب اقدام به گشودن معبر مين و عبور از آن براي اخذ تماس با دشمن بود .
سه گذرگاه مهم توسط تكاوران باز شده چاشني ها انفجار مين ها خنثي مي شد و استتار شده بود كه دشمن متوجه موضوع نشود تا در هنگام حمله نيروها از اين معبر به داخل سنگر هاي دشمن يورش ببرند.
شرح وظایف ستادی ایجاب می کرد ماکت منطقه عملیاتی را برای توجیه نحوه عمل فرماندهان مختلف به صورت نظری وواقعی در مقیاس کوچک تر جهت تشریح ساخته شود، و آخرین گزارشات نوبه ی اطلاعات و عملیاتی موجود در منطقه را روی این ماکت پیاده کنم .
در حملات و دفاع های رزمی استفاده از کالک ها و نقشجات و ماکت های شبیه سازی نقش مهمی در هدایت بهتر رزمندگان داشته اند اما این ماکت بسیار بزرگ و پیچیده در نوع خود بسیار مهم و محسنات خودرا داشت که مورد تاکید بسیار زیاد قرارگاه عملیاتی غرب مستقر ارتفاعات اسلام آباد غرب بود
در کوتاه ترین فرصت بطور شبانه روزی ماکت طبیعی بزرگی را که حاوی اطلاعات مربوط به منطقه و دشمن بود ،با مشاوران گروه پشتیبانی گپار ساختم ، و سعی گردید با استفاده از تجربیات و دانسته ها و اطلاعات واقعی از دشمن و زمین و نیز از استحکامات و کانال ها و ادوات و تجهیزات و معابر نفوذی و وصولی نقش ارزنده ی در تسهیل حمله صورت گیرد.
با یاری خداوند این مهم با سرعت خاص و کمک فکری متخصصین و سایر منابع اطلاعاتی درمقیاس بسیار بزرگ و حاوی آخرین و کامل ترین اطلاعات از دشمن در محدوده مقابل لشگرهای زیر امر قرارگاه غرب ساخته شد و برگی افتخار برلشگر 58 ذوالفقار بود که در آن لحظات حساس ودر کمترین فرصت موجود ماکتی به اندازه که تاکنون سابقه نداشت و مهم اینکه ریزترین زوایای منطقه و دشمن از دید پنهان نمانده بود کار شده بود.
بطوریکه تیمسار شهبازی رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران درآن زمان در منطقه حضور یافت و شخصاً روند هدایت نیروهارا برروی ماکتی که ما درست کرده بودیم مشاهده و نحوه عملیات از روی ماکت برای ایشان گزارش گردید ،ایشان ازاین حرکت و تلاش بعمل آمده اظهار خوشنودی کردند.
آن هنگام که ساخت مدل منطقه را براي حمله ي آينده و توجیه فرماندهان خط شکن و شناساندن زوایای بی روح و شکل جغرافیائی و نحوه ومحل حفاظت های فیزیکی دشمن درروي ارتفاع مناسب و زميني بزرگ به ابعاد 30در30متر آغاز كرديم .
به علت حساسیت موضوع و معطوف شدن فرماندهان رده بالا جهت اخذ تماس با دشمن و گوشمالی دادن عراقی ها وبا استفاده از اطلاعات رزمي يگان هاي همجوار، گشتي ها، گروه متخصصين اطلاعات ديدبانان خط مقدم گزارشات نوبه ی لحظه به لحظه یگان ها و شنود كارهاي ساخت ماکت و صحنه آرایش دفاعی دشمن طراحی می شد.